|
(هر دلي از سوز ما آگاه نيست غير را در خلوت ما راه نيست )
|
اعضای جدید هیات مدیره کانون خوانندگان خانه موسیقی برگزیده شدند
در چهارمین مجمع عمومی کانون خوانندگان خانه موسیقی که بعد از ظهر دیروز در تالار وحدت تهران برگزار شد، شش نفر از خوانندگان موسیقی ایرانی به عنوان اعضای اصلی این کانون انتخاب شدند.،در جلسه دیروز که به ریاست داریوش پیرنیاکان وبا حضوراکثریت اعضا رسمیت یافت ،پس از رای گیری دراین جلسه که لحظاتی پیش به اتمام رسید،هنگامه اخوان با216،نصرالله ناصح پوربا178رای،فاضل جمشیدی با137رای،حمیدرضانوربخش با96رای ومظفرشفیعی با90رای به عنوان اعضای اصلی هیات مدیره و علی رضاقربانی با 88رای به عنوان عضوعلی البدل هیات مدیره و فریبا داودی به عنوان بازرس اصلی هیات مدیره این کانون شناخته شدند.
منبع : مهر
افت فروش آلبوم هاي موسيقي به دليل عدم برگزاري کنسرت هاي موسيقي
وضعيت فروش كاست هاي موسيقي در حال حاضر در مقايسه با گذشته به دليل عدم مجوز براي ارايه اين آلبوم ها در وضعيت نامناسبي قرار دارد. آرش چمن آرا، مدير مركز موسيقي بتهوون، گفت: وضعيت فروش كاست هاي موسيقي در مقايسه با دوره هاي گذشته به شدت تنزل يافته است و اين مساله ناشي از عدم صدورمجوز براي اجراي كنسرت و همچنين عدم ارايه آلبوم هاي جديد موسيقي است.
وي با اشاره به فروش قابل توجه آلبوم هاي سنتي در مقايسه با ديگر انواع موسيقي افزود: موسيقي سنتي براي گرفتن مجوز و برگزار كنسرت در قياس با ديگر انواع موسيقي از محدوديت ها برخوردار نيستند و از سوي ديگر اين نوع موسيقي همواره طرفداران خاص خود را نيز داشته است.
وي با اشاره به فعاليت هاي مركز موسيقي بتهوون در خصوص ارايه آلبوم هاي موسيقي افزود: عرضه آلبوم هاي موسيقي سنتي در اين مركز و استقبال از اين آثار نيز در مقايسه با انواع ديگر موسيقي قابل توجه بوده است.
منبع : ايسنا
گروه شمس در هلند و فرانسه كنسرت اجرا می كند
پس از حضور موفق گروه های موسیقی دستان، كامكارها، شجریان ها، علیزاده، كلهر و اخیراً شهرام ناظری در شهرهای مختلف اروپا و آمریكا، این بار نوبت گروه موسیقی شمس به سرپرستی كیخسرو پورناظری است تا طعم و رنگی دیگر از موسیقی ایرانی را در ذائقه شهروندان موسیقی دوست غربی بنشاند.
در چند سال اخیر رویكرد به موسیقی ایرانی از سوی مردم غرب روندی روبه رشد و شگفت انگیز داشته، به نحوی كه در یكی دو سال اخیر دوبار دو آلبوم موسیقی ایرانی به مرحله پایانی جایزه گرمی راه یافتند.وقتی به یك دهه قبل نظر می افكنیم، گروه های موسیقی ایران با اقبال چندانی مواجه نمی شدند و عمده آنها در تالارها و سالن های كوچك به اجرای برنامه می پرداختند، اما امروزه می شنویم كه گروه دستان در سالنی سه هزار نفری در آلمان كنسرت می دهد، شهرام ناظری در یكی از معروفترین تالارهای موسیقی آمریكا برنامه اجرا می كند و گروه كامكارها نیز در چند سال اخیر در شاخص ترین سالنهای اروپا و آمریكا برنامه اجرا كرده و می كنند.
برخی كارشناسان علت چنین اقبالی را به ظرفیتهای نهفته در موسیقی ایرانی نسبت می دهند كه به مانند موسیقی هند از تاریخ و پیشینه ای دراز دامن برخوردار و از فرهنگ و تمدنی چند هزار ساله ریشه گرفته است.محمدرضا لطفی نیز در گفت وگویی با همشهری عنوان كرده بود كه تا پیش از این عمده تماشاگران موسیقی ایرانی را شهروندان ایرانی شكل می دادند، اما در چند سال اخیر این نسبت به هم برخورده است و نزدیك به ۷۰ درصد تماشاگران كنسرتهای وی (كه عمدتاً تكنوازی و بداهه نوازی است) را شهروندان موسیقی دوست غیر ایرانی شكل می دهند.
همایون شجریان و تفاوتی که با بقیه دارد!

همایون شجریان خواننده جوان خوبی است. منش و اخلاق نیکویی هم دارد که در چند مورد برخوردم با او، برای بنده به اثبات رسیده است. این مسأله به طور کامل بدیهی می نماید. مگر او پسر استاد شجریان نیست؟ بنابراین از او انتظار زیادی می رود. اگرچه می توانست مصداق این بیت هم باشد که:
" پسر نوح با بدان بنشست خاندان نبوتش گم شد!"
امّا همایون از این گزند به دور ماند. ما خوانندگان جوان و خوب دیگری هم داریم. سالار عقیلی که به نظر بنده، حتّی قدرت صدایش از همایون هم برتر است، یکی از آنها است.حمیدرضا نوربخش، علی رضا قربانی، سینا سرلک و پوریا اخواص هم از دیگر جوانان آوازخوانی هستند که هم صدای خوبی دارند و هم آواز خوبی می خوانند که البته شاید صدای آنان را کمتر کسی شنیده باشد. در عین حال مشکل اصلی و انتقاد مشترک وارد بر همه آنها، ارایه بی چون و چرای آن چیزی است گه محمدرضا شجریان برای به دست آوردن آن، سال ها زحمت کشیده است و یک شبه شجریان نشده است. امّا همگی اینانی که از آنها نام بردیم، یک تفاوت اساسی با همایون شجریان دارند که به آواز خواندن زیباتر و دلنشین تر و حساب شده تر او برمی گردد. موسیقی مثل هر رشته و تخصصی دیگری غیر از بحث پایه های اصلی و توجه به آن چه که در بعد آموزشی آن می آموزیم، به جنبه ای دیگر هم نیازمند است که چیزی جز مسأله استعداد و خلاقیت نمی باشد. در مبحثی یادآوری نمودم که آواز، فقط تحریر زدن نیست و همان طور که در آن مطلب گفته شد، تحریر به عنوان زینت آواز و تکمیل کننده آن است که بدون آن، آواز کامل و زیبا نخواهد بود. یکی از مسایلی که در همین جا باید ذکر گردد این است که آوازخوان خلّاق، بنابر حس و حال شعر و شرایطی که در آن قرار دارد، تحریر حود را شکل می دهد که محصولش، نشان دهنده میزان استعداد و قوه خلاقه او در آوازخوانی است. همایون از این قوه برخوردار است. این را به خصوص در آوازی که در "نسیم وصل" می خواند، نشان داده است. گرچه او هم جدای از تفکرات آوازی پدرش، مسیر خاص دیگری را طی نکرده است، از ابتکار و توجه به نحوه ارایه شعر هم به دور نیست. کاری که متأسفانه خیلی از آوازخوانان ما نسبت به آن، توجه چندانی نشان نمی دهند. دلیل آن هم اتکای صرف و بیش از حد خیلی از هنرجویان آواز به خود ردیف و بی توجهی به لزوم استفاده از شیوه های آواز خوانی، روش های تقویت صدا و نداشتن پشتوانه ادبی - که از پایه های موسیقی ایرانی به حساب می آید. - می باشد. بسیار اتفاق افتاده است که در برنامه های موسیقی عمومی و خصوصی، آوازخوان فاقد این توانایی بوده است که بدون دفتر و کتاب شعر آواز بخواند که حتّی درصد عمده ای از این دفتر شعرها، همان دفتری بوده است که در سر کلاس آنها را به عنوان شعر ردیف آموخته بودند!! متأسفانه بسیاری از هنرجویان آواز تنها داشتن صدای خوب را مایه خواندن آواز می دانند و از دیگر عناصر مهم مربوط به آن غافل اند. توجه به همین عناصر - که در مباحث گذشته در همین وبلاگ، یادآوری گردید.- همایون شجریان را در رده بندی بالاتری نسبت به خیلی از خوانندگان جوان یا حتّی غیر جوان قرار می دهد. واضح است که همه، در درجه نخست او را پسر پدرش معرفی می نمایند، امّا از این نکته هم بی خبرند که به هر صورت، تلاش و کوشش و استعداد و خلاقیت در این عرصه، تأثیر به سزایی دارد که بدون آنها و فقط با تکیه بر ردیف، هیچ هنرجوی آوازی، آوازخوان نخواهد شد!
امّا همایون شجریان تفاوت دیگری هم با خیلی ها که به اواز علاقه مند هستند، دارد. ضمن این که حضور همیشگی او را در مکتب پدرش باید مهم ترین تفاوت بدانیم، فرق دیگرش را هم در وجود امکانات مالی و هنری که برای وی مهیّا بوده است، باید مورد توجه قرار دهیم! امکاناتی که خیلی ها با داشتن استعداد و علاقه و حتّی جوهره پشتکار از دست یابی به آنها عاجزند و این گوهر خدادادی را نادانسته یا دانسته سرکوب می کنند. بعضی دیگر هم که گام اوّل را به نام ردیف برمی دارند، به همین دلایل گفته شده از ادامه راه و تکمیل هنر بهره گیری از صدایشان بازمی مانند. پس پول و دسترسی به محفل هنرمندان برجسته خود و حضور همیشگی در بین آنان، خود شرایطی فراهم می کند که آدم را در مسیر پیشرفت با بهترین وجه قرار می دهد. به طور قطع از لحاظ حضور در جمع این هنرمندان برجسته، همایون از پدرش در همین سن و سال چندگامی هم جلوتر است!
زیرکی ویژگی مهم دیگری است که در هر هنرمندی و به خصوص هنرمند اهل موسیقی باید وجود داشته باشد. ایرج بسطامی(رحمت خداوند بر او باد.) نمونه مستند این قضیه است. مظلومیت صدای او که برآمده از نهاد ساده - یا حتی بیش از حد ساده - و بی ریای او می باشد(این سوز و مظلومیت را تنها در صدای بسطامی می توان شنید.)، گرچه در نگاه اوّل خوب و مفید جلوه می کند، ولیکن هنر از سادگی به دور است و زیرکی می طلبد. همین زیرکی، عنصری است که به یک هنرمند کمک می کند که به اوج برسد. این عنصر را در همایون هم دیده ایم، همان طور که در پدرش دیده ایم و همان گونه که در خیلی از هنرمندان دیده ایم، آن گونه در طیف بسیاری هم ندیده ایم! البته بایستی بدانیم که منظور از زیرکی، هشیاری است و نه دغل بازی. اگرچه دغل بازی هم برای خود بازاری دارد!
منبع : وبلاگ نواهاي ايراني
داريوش طلايي:نوازندگان قديمي براي دلشان مي نواختند
نوازندگان قديمي تنها براي بيان انديشه و احساسات و خواسته هاي كاملا انساني خود به موسيقي پرداخته اند ؛ اما متاسفانه در شرايط كنوني ، بسياري از نوازندگان براي كسب شهرت به موسيقي سنتي ايران مي پردازند.
" داريوش طلايي"( نوازنده تار و سه تار و مدرس دانشگاه ) با بيان اين مطلب افزود: مردم دوره هاي پيشين به موسيقي و نوازندگي به ديد كاملا انساني و مقدس نگريسته اند.
وي گفت: آثار به جا مانده از موسيقي كهن ايران و گوشه هاي موجود در رديف هاي كنوني موسيقي ايران ، حكايت از ديد معنوي و نگرش كاملا روحاني موسيقي دانان و نوازندگان آن زمان داشته كه هم اكنون گنحينه موسيقي سنتي ايران را رقم زده است.
وي تصريح كرد: ديدگاه هاي مقدس و معنوي، موسيقي دانان قديم و آثار به جا مانده از آنان در رديف هاي سازي و آوازي و قطعات ضربي، اعم از پيش درآمدها و چهار مضراب ها و رنگ هاي قابل درك بوده و تمامي اين قطعات نشان مي دهد كه موسيقي دانان گذشته اين سرزمين به دور از نيازهاي كوچك مادي شهرت به موسيقي پرداخته اند.
طلايي با تاكيد به حفظ شان اصلي موسيقي ايراني توسط موسيقي دانان و نوازندگان كنوني گفت: نوازندگان كنوني مي بايست به دور از جنجال هاي موجود و شهرت موسيقي پرداخته و آثار ماندگاري چون گذشته را خلق كنند.
منبع : ايلنا

موسیقی پاپ ممنوع شد
به دلیل استفاده از آهنگهای ضد ارزشی و بیمحتوا درتهیه آلبومهای موسیقی برخی از خوانندگان، تهیه و تولید هرگونه موسیقی پاپ از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ممنوع اعلام شد .
مهراج محمدی، خواننده موسیقی پاپ که آثار قابل توجهی از او در تلویزیون پخش شده گفت: به دلیل استفاده برخی از خوانندگان این نوع موسیقی از آهنگهای مبتذل، ضد ارزشی و بیمحتوا، تولید و تهیه هرگونه آلبوم و برگزاری کنسرت از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ممنوع اعلام شد.
وی افزود: از دو سه سال پیش تاکنون برخی ازخوانندگان که به جای استفاده از اشعار ارزشی آهنگهای مناسب اجتماعی درتنظیم و تهیه آلبوم از شعرهای بیمحتوا و غیر ارزشی آهنگهای غیر اخلاقی که بیشتر شبیه کارهای خوانندگان لس آنجلسی بوده، استفاده می کردند آن آلبومها را در اختیار بازار موسیقی قرار میدادند که همین کارها، باعث لغو مجوزهای برخی از خوانندگان موسیقی پاپ برای تهیه آلبوم و برگزاری کنسرت از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی شد.
محمدی گفت: اگرخوانندگان تمام شئونات اخلاقی واجتماعی را در روند کارهای خود درنظر گرفتند به هیچ وجه چنین دستوری از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به خوانندگان موسیقی پاپ ابلاغ نمیشد.
منبع : ايسكا

محمدرضا لطفی به سرنوشت علی رهبری دچار خواهد شد
هوشنگ كامكار سرپرست گروه كامكارها معتقد است كه محمدرضا لطفي از اساتيد موسيقي كه به تازگي به ايران بازگشته است به سرنوشت علي رهبري دچار خواهد شد.
كامكار افزود: استاد لطفي اگر چه برنامههاي گستردهاي براي رشد و توسعه موسيقي در ايران اعلام كرده ولي اين برنامهها در حد ايده و فكر است و براي عملي شدن به حمايت مادي و معنوي گستردهاي احتياج دارد.
وي تاكيد كرد: همه افرد علاقهمند به هنر ميداند كه وضعيت موسيقي ايران بايد چه گونه شود؟ ولي اين سوال مطرح است كه چگونه و با چه امكاناتي ميتوان، موسيقي ايران را به وضعيت مطلوب حركت داد؟
كامكار به حضور علي رهبري در ايران و ترك او اشاره و تاكيد كرد: در حاليكه تمامي دنيا، علي رهبري و كارهايش را تحسين ميكردند او بسيار علاقهمند بود كه با جان و دل، براي موسيقي ايران كار كند ولي شرايط به گونهاي شد كه او مجبور شد ايران را ترك كند.
وي در پاسخ به سوالي كه آيا موسيقي ايران در سكوت سنگيني به سر مي برد گفت: اين سكوت سنگين به عدم حمايت دفتر موسيقي وزارت ارشاد از گروههاي موسيقي برميگردد . از طرفي شايد مسئولان جديد ارشاد چون تازه آمدهاند با وضعيت موسيقي آشنا نيستند يا اينكه چندان براي موسيقي دل نميسوزانند.
كامكار به اجراي گروه نوبان به رهبري صهبايي اشاره كرد و گفت: صهبايي كه از خارج از كشور آمده با پول خودش ميخواست كنسرتي را برگزار كند ولي مجوز برگزاري اين كنسرت در آخرين لحظات صادر شد.
وي در ادامه گفت: گروههاي بسياري در ايران هستند كه جايي براي تمرين ندارند و براي برگزاري كنسرت، وزارت ارشاد يك روز قبل يا همان روز، بليطها را منتشر ميكند و زماني براي تبليغ و اطلاعرساني نميماند.
وي در عين حال گفت: ممكن است مشكلاتي مهمتر از موسيقي براي مسسولان وجود داشته باشد كه باعث شده نسبت به موسيقي كمتر توجه كند.
منبع : ایسنا
اعتراض «مشكاتيان» به انتشار غير قانوني CD كنسرت گروه عارف
پرويز مشكاتيان آهنگساز و نوازنده برجسته سنتور در پي انتشار غير قانوني CD كنسرت گروه عارف كه در سال 83 برگذار شد، اعتراض خود را از اين مسئله اعلام كرد.
پرويز مشكاتيان با بيان اينكه نگذاريم سوداگران نوار و CD فربهتر شوند، گفت: كنسرت گروه عارف كه دي ماه سال 83 در سالن وزارت كشور به اجرا درآمد، به وسيله سودجويان و سوداگراني كه به جزء منافع مادي خويش به هيچ چيز ديگري نميانديشند با اشكال DVD و CD تكثير و توزيع شده است. خريداري اين نوار فقط از سويي به فربه شدن قاچاقچيان نوار كمك ميكند و از ديگر سود باعث پايمال شدن حقوق مادي و معنوي هنرمندان مجري آن خواهد شد.
اين نوازنده سنتور ادامه داد: معنوي از آن جهت كه مجريان برنامه دوست دارند زحمتشان با كيفيت هر چند عالي تر به گوش دوستداران موسيقي و هم ميهنان عزيزمان برسد، نه اينكه با يك دوربين و ضبط مخفي برگرفته شده باشد.نوار كنسرت با تصوير سازي 8 دوربين ثابت و متحرك و ميز استوديويي كماكان در دست تكثير است كه به موقع توزيع خواهد شد.
مشكاتيان در خاتمه خاطر نشان كرد: من از مردم عزيزمان ميخواهم كه هرگونه اطلاعي از مركز پخش اين سرقت آفتابي به دستشان رسيد، با شماره تلفن 88720837 و يا همراه 09122344357 در ميان بگذارند.
منبع : فارس
با حضور هنرمندان، مراسم تشييع پيكر شادروان امير حياتي برگزارشد
مراسم تشييع جنازه ي امير حياتي، استاد و نوازنده صاحب سبك تنبور، از مقابل درب اصلي تالار وحدت برگزار شد. در اين مراسم كه با حضور جمعي از هنرمندان موسيقي برگزارشد، محمد رضا درويشي در سخناني با تجليل از اين استاد فقيد موسيقي گفت: « او صرفا يك نوازنده تنبور نبود، بلكه بر موسيقي مقامي تسلط كامل داشت و به صورت معنوي اين مقامها را به طور كامل درك كرده بود».
او اظهار اميدواري كرد تا جوانها همانند حياتي و عالينژاد صرفا در نوازندگي مرعوب تكنيك نشوند.
كيخسرو پورناظري نيز در اين مراسم گفت ما بايد به افتخار كنيم كه هنر موسيقي ما ميتواند روح و روان انسان را سيقل و تراش دهد. استاد اميرحياتي جوانهايي را كه سالها در مكتب او درس ميگرفتند، براي ما به يادگار گذاشته است.
اميرحياتي شاعر و نوازنده و خواننده نام آشناى ايران دوشنبه هفته اخير دار فانى را وداع گفت. اين نوازنده برجسته تنبور كه به عنوان نخستين تنبورنوازى است كه توانست اشعار فارسى را بر روى قطعات ساز تنبور استفاده كند از دوازده سالگى نزد پدر خود عليقلى حياتى ساز زدن را آموخت.
او نزد سيد نصرت الدين جيحون آبادى مقام هاى باستانى و حقانى تنبور را فراگرفت. حياتى كه در كرمانشاه ديده به جهان گشود، در دهه سي به تهران آمد و ساكن پايتخت شد.
او سپس به راديو رفت و با تنبورش آهنگ ماندگار «على گويم على جويم» را خواند و نواخت.
شيوه نواختن تنبور حياتى منحصر به فرد و آميزهاى از عشق و شعور و جنون همراه بود. بى شك بسيارى از نوازندگان برجسته تنبور كشور در نيم قرن گذشته از شيوه نوازندگى حياتى بهره جستند. شيوه سحرانگيز زنده ياد حياتى در ( مضراب كارى ) باعث تفاوت او با ساير اساتيد به نام تنبور بوده است.
از آثار به جا مانده از اين نوازنده مقامهاى باستانى تنبور با نظارت مرحوم سيد خليل عالى نژاد است كه توسط نشر ماهور منتشر شده است.
تصوير از سايت ايسنا . ميراث خبر
منبع : ايسنا
انتشار سه کتاب از کیوان ساکت
كيوان ساكت به زودي سه كتاب خود را عنوانهاي ( با موج تا كرانه )، ( خوشه چين تاك همسايه ) و( 18 قطعه براي تار) را منتشر ميكند.
( كيوان ساكت ) بااعلام اين خبر گفت: كتاب «18 قطعه براي تار» حدود 10 سال پيش نيز به چاپ رسيده بود كه هم اكنون همراه با نوار اجراي اين قطعات دوباره منتشر ميشود. همچنين كتاب«با موج تا كرانه» شامل بخشي از قطعات آلبومهاي شرق اندوه و شبي با خورشيد است كه در مراحل پاياني قرار دارد و به زودي آن را در بازار كتاب منتشر خواهم كرد.
اين نوازنده تار از انتشار ديگر كتاب خود با عنوان «خوشه چين تاك همسايه» خبر داد و گفت:اين كتاب كه ديرتر از بقيه كتابها منتشر خواهد شد به دنبال استقبال كتاب ديدار و شرق اندوه شكل گرفته كه در واقع شامل تنظيماتي براي تار است كه از طريق انتشارات چنگ به چاپ ميرسد . «كيوان ساكت» در خاتمه خاطر نشان كرد: در كنار انتشار اين كتابها قصد دارم چندين كنسرت را در شهرهاي مختلف ايران برگزار كنم.
منبع : فارس
انتشار سى دى البوم گلبانگ شجريان
هنوز آثار قديمى ماندنى تر و بيشتر در ذهن ما مانده اند و شنيدن آنها را به آهنگ هاى جديدتر ترجيح مى دهيم. شايد به اين دليل كه ما مردم خاطره پرستى هستيم. بت چين يكى از آنها است كه اگرچه با صداى شجريان دوست ترش مى داريم اما بدمان نمى آيد در كنسرت هاى موسيقى ايرانى، يكى از تصنيف هايى كه مى شنويم اين تصنيف قديمى باشد.اما بت چينى كه شجريان مى خواند چيز ديگرى است كه البته راديو هم به پخش آن علاقه فراوان دارد. آلبوم گلبانگ شجريان كه تا قبل از اين نوار آن در بازار بود، به تازگى در قالب سى دى و از سوى شركت دل آواز و موسسه فرهنگى هنرى ماهور به بازار آمده است. اثرى به ياد ماندنى كه فريدون شهبازيان تنظيمش كرده، محمدرضا شجريان آواز خوانده و فرامرز پايور سنتور و هوشنگ ظريف تار نواخته اند.گلبانگ شجريان در آواز بيات اصفهان و ماهور اجرا شده است.آواز بيات اصفهان شامل تصنيف بت چين با غزل حافظ كه به صورت با كلام و بى كلام در اين سى دى موجود است و ساز و آواز است و در دستگاه ماهور تصنيف عشق تو، ساز و آواز و همچنين تصنيف زيباى ز من نگارم را مى شنويم كه شعر آن را سعدى سروده است.تصنيف هاى اين مجموعه نيز متعلق به على اكبرخان شيداست.
منبع : شرق
شمّهاي از زندگي قمرالملوك وزيري
بندرت اتفاق افتاده است كه زندگي نامه ي كاملي از اشخاص بزرگ به مانند آنچه در ديگر كشورها معمول است داشته باشيم چون بيشتر ما ايرانيها متأسفانه كمتر به خاطرهنويسي عادت داريم. در نتيجه مجبور به رجوع به گفتار اشخاصي كه به نوعي با آن شخص در ارتباط بودهاند، هستيم و بر اساس گفتههاي آنها و از لابلاي خاطراتي كه پس از مرگ فرد دهان به دهان گفته ميشود ميبايستي به يك فضاوت درستي دست يابيم و واقعيت زندگي فرد را بتوانيم درك كنيم كه چگونه انساني بوده است. چون خاطراتي كه هست، ميتواند برضد شخص و يا حتي سالوسانه باشد، پس پي بردن به زندگي شخص در طول عمرش گرچه منوط به جمعآوري خاطراتي است كه ديگران از او تعريف ميكنند ولي يافتن واقعيت ها كار چندان ساده اي هم نمي باشد.. زندگينامه قمرالملوك وزيري نيز از اين قاعده مستثني نيست. زني كه در شرايط بحراني آن روز با وجود تمامي موانعي كه هميشه به نوعي در جامعة زنان وجود داشته و حتي در آن زمان براي مردها نيز وجود داشت، (چه قرنها بود كه موسيقي ايران دوران مهجوري خود را طي ميكرد و موسيقدانها جايي براي ابراز وجود و خواندن براي مردم را نداشتند و اجراي موسيقي فقط براي پادشاهان و يا افراد سرشناس ميبود و كمتر افرادي در جامعه بودند كه شناختي از موسيقيدانان آن زمان داشته باشند زيرا هيچ مكاني مثل سالن و تالار نيز براي ارايه كارشان وجود نداشت) قدعلم نموده و پا به عرصه وجود نهاد و توانست موسيقي سنتي را به بهترين وجه ارائه دهد و لقب بانوي آواز ايران را به خود اختصاص دهد. بطوريكه امروزه بسياري از زنان تلاش ميكنند نام او را به خود اختصاص دهند كه اين خود درست نميباشد. زيرا هيچكس نميتواند شخص ديگري باشد و اين به مانند آن است كه ما بخواهيم گاليله و يا پاستور شويم كه بسيار خندهدار است. ما ميتوانيم از افراد درس بگيريم و موسيقي گذشته را تكميل نماييم اما نميتوانيم آن را تكرار كنيم. وجه تمايز قمر با ديگران دراين است كه گذشته را تكرار نكرد و شايد به همين دليل و دلايلي ديگر جامعة موسيقي اين لقب را بر وي نهاد.
قمرالملوك وزيري كه نام خانوادگياش را از كلنل وزيري برگزيد در سال 1284 هجري شمسي در تهران متولد و در كودكي والديناش را از دست داد و تحت سرپرستي مادربزرگش قرارگرفت. مادربزرگش مولوديخوان مجالس بود و گهگاهي قمر با صداي زير خود او را همراهي مينمود. در حدود 17 سالگي با استاد مرتضي نيداوود نوازندة تار آشنا شد و به آموزش جدي موسيقي پرداخت و اين همكاري ساليان سال تداوم داشت. اولين كنسرتش را در سالن گراند هتل در سال 1303 برگزار نمود. صفحاتي از او به يادگار مانده كه تصنيفهايي از عارف قزويني، اميرجاهد و درويش خان ميباشد. وي همچنين از زمان شروع فعاليت راديو با اكثر اركسترهاي راديو همكاري داشت و اجراهايي با اساتيدي همچون علياكبرخان شهنازي (تار)، حبيب سماعي( سنتور)، مرتضي محجوبي (پيانو) و ابوالحسن صبا (ويلون) داشته است. آخرين برنامهاش در راديو ايران در تيرماه 1333 ضبط شد و چندي پس از آن سكته مغزي كرد و كنترل حنجره خود را در قسمتهاي حساس و ظريف از دست داد و در 14 خرداد 1338 درگذشت و مقبرهاش درظهيرالدوله ميباشد.
وجه تمايز قمر را ميتوان چندين مورد برشمرد: 1- وسعت صدا در اجراي تحريرها در اوج و بم و استفاده از تحريرهاي متنوع و تكيهاي مسلسلوار و تلفيق صحيح شعر و موسيقي 2- برخورداري از تعليمات موسيقي و عدم شركت در مجالس مطربهاي زنانه 3- شناخت موسيقي آوازي و اينكه فقط ترانهخوان نبود 4- گرمي صدا و جذابيت خاص و قدرت زيادي كه در صدايش بود. (جاي صدايش در حدود متسوسوپرانو در موسيقي غربي ميبود) 5- وجهه اجتماعي و مهرباني و سخاوت و ارتباط عميقاش با مردم، و اينكه هيچگاه زندگي مادي برايش اهميتي نداشت آنچنانكه در نهايت فقر درگذشت. قمر مورد توجه ادبا و شعرا بود چنانكه ايرج ميرزا و شهريار اشعاري در وصف او سرودهاند. يادش گرامي باد!
( عذرا زالي ) منبع : هنر و موسيقي
درویش امیر حیاتی نوازنده برجسته تنبور درگذشت
امیر حیاتی، تنبورنواز صاحب سبک کرمانشاهی روز دوشنبه 24 بهمن ماه در سن 84 سالگی دار فانی را وداع گفت. امیر حیاتی تنبور نواز صاحب سبک کرمانشاهی در روز دوشنبه 24 بهمن ماه در سن 84 سالگی دار فانی را وداع گفت. وی نخستین تنبور نوازی است که توانست اشعار فارسی را بر روی ساز تنبور استفاده کند و آهنگ ماندگار علی گویم، علی جویم در سال 1339 را از رادیو به گوش مردم رساند و از نکات بسیار مهم اینکه وی ساز خود را نداالحق مینامید. مراسم تشییع جنازه زنده یاد امیر حیاتی پنجشنبه 27 همین ماه ساعت 9 صبح از مقابل تالار وحدت برگزار خواهد شد.
منبع : ايسكا
اشكان سيگارچي سنتور نواز برجسته ايران درگذشت
اشكان سيگارچي، سنتور نواز برجسته ايران بر اثر يك سانحه تصادف درگذشت. اشكان سيگارچي كه پيش از اين حايز رتبههاي ممتاز در موسيقي سنتي ايران شده بود ، ابتداي هفته جاري در حال عزيمت به منزلش در تهران بود كه جان خود را از دست داد.
اشكان سيگارچي در سال 1358 در شهر رشت و در يك خانواده فرهنگي متولد شد. وي از يازده سالگي ساز سنتور را براي فراگيري موسيقي انتخاب كرد و اندكي پس از آن توانست در مسابقات آموزشگاهي عليرغم سن كم موفق شود.
سيگارچي پس از آن با ممارست فراوان، آموزش تئوري و عملي اين ساز را دنبال كرد تا اينكه در سال 78 به عنوان اولين هنرمند گيلاني توانست با رتبهاي قابل توجه در كنكور رشته موسيقي دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران موفق شود، اما اين موجب نشد تا وي كسب تجربه از بزرگان را فراموش كند.
اشكان سيگارچي مدت زيادي نزد اساتيدي همچون شفيعيان، مجيد كياني، اردوان كامكار و سعيد ثابت تجربه آموخت.
وي در طول فعاليت هنري خود بيش از يكصد كنسرت موسيقي سنتي ايران زمين در سراسر كشور برگزار كرد. از عمدهترين افتخارات سيگارچي ميتوان به موفقيتهاي پياپي وي در جشنوارههاي بزرگداشت استاد پايور اشاره كرد كه اين توفيقات عليرغم حضور برجسته ترين سنتور نوازان كشور بود.
اشكان سيگارچي پس از سكوت 27 ساله در دانشگاه تهران، اولين گروه موسيقي سنتي ايران را در دانشكده هنرهاي زيبا با همراهي همكلاسيهايش با نام هوربانگ تاسيس كرد كه در نوع خود كاري بزرگ بود، چرا كه آخرين گروههاي تاسيس شده در اين دانشگاه (عارف و شيدا( توسط دانشجويان قبل و اساتيد امروز، محمدرضا لطفي و پرويز مشكاتيان در حدود سي سال قبل تشكيل شده بود.
وي هفته گذشته به گيلان رفته بود تا وكالتنامه برادر روزنامهنگار زندانياش را به تهران به نزد وكلايش بياورد كه در راه تصادف كرد و به دليل ضربه مغزي در دم جان سپرد.
مراسم هفتمين روز درگذشت وي ساعت 3 تا 4:30 روز جمعه 28 بهمن ماه جاري بر مزار وي واقع در قطعه هنرمندان گلزار "تازه آباد" رشت برگزار ميشود.
منبع : ايلنا









عکس از خودم و آقا نادر ( بعد از ظهر سه شنبه ۲۵ بهمن ۱۳۸۴ )
ادامه عکس ها دفعه بعد ...
رديفهاي ابوالحسن صبا با ويولن همايون خرم نواخته شد
رديفهاي «ابوالحسن صبا» با صداي ويولن «همايون خرم» به صورت آلبوم از طريق انتشارات چهارباغ بانگ به بازار موسيقي عرضه شد. همايون خرم آهنگساز و نوازنده ويلن با اعلام اين خبر گفت: اين آلبوم كه به صورت CD و كاست توسط انتشارات چهارباغ بانگ منتشر شده شامل رديفهاي 1 و 2 استاد ابوالحسن صبا مي باشد كه من آنها را با ويلن اجرا كردهام كه به تازگي در بازار موسيقي منتشر شده است. در واقع هدف من از انتشار اين آلبوم قرار دادن آن به عنوان الگو براي كساني است كه دوست دارند رديفهاي «ابوالحسن صبا» را بياموزند و دنبال كنند.
شاگرد «ابوالحسن صبا» از انتشار رديفهاي خود در قالب آلبوم خبرداد و افزود: كتاب «نواي مهر» شامل مجموعه رديفهاي من مي باشد كه مدتها پيش منتشر شده اما هم اكنون آنها را نيز كه با ويلن اجرا كردهام كه در آن 10 تا از مقامات آوازي، قطعات ضربي و چهار مضراب به چشم ميخورد.
همچنين در انتهاي هر كدام از اين مقامها يكي از آهنگهاي خود را نيز نواختهام كه اين آلبوم در قالب CD و كاست تا 10 روز ديگر توسط انتشارات چهار باغ بانگ منتشر ميشود.
خرم در خاتمه خاطر نشان كرد: كتاب سوم استاد «ابوالحسن صبا»نيز كه شامل قطعات بسيار مشكل اما در عين حال زيبا است را نيز اجرا كردهام كه اميدواريم به زودي منتشر شود.
منبع : فارس
آلبوم تازه كامكارها با همكاري اركستر سمفونيك تهران
آلبوم تازه كامكارها با همكاري اركستر سمفونيك تهران به بازار مي آيد.
آثار تازه اي از هوشنگ و ارسلان كامكار به زودي توسط گروه موسيقي كارمكارها و اركستر سمفونيك تهران با حضور سازهاي ايراني، كردي و سمفونيك توليد مي شود.
هوشنگ كامكار كه در حال حاضر مشغول تنظيم اين آثار براي اركستر سمفونيك و سازهاي ايراني است، گفت: ايام نوروز سال جاري خارج از ايران چند برنامه اجرا كرديم اما نوروز سال 85 به دليل ضبط آلبوم كنسرتي نداريم.
كامكارها پس از سيزدهم نوروز ضبط آلبوم را آغاز مي كنند. اشعار كردي اين مجموعه از آثار استاد وفايي و ملاح انتخاب شده است. اين آلبوم شامل هشت قطعه است كه شصت دقيقه به طول مي انجامد.
تمام اعضاي گروه كامكارها در اين اثر حضور دارند اما خواننده آلبوم هنوز به طور قطعي مشخص نشده است.
منبع : ميراث خبر
صفار هرندي وزير ارشاد :با موسيقي مشكلي ندارم
نشست مطبوعاتي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي ، با حضور خبرنگاران رسانه هاي داخلي و خارجي در محل موزه هنرهاي معاصر تهران برگزار شد.
عضو شوراي عالي انقلاب فرهنگي ، در ادامه درباره سياست هاي وزارت فرهنگ و ارشاد در حوزه موسيقي گفت : در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي هيچ استثنايي براي هنر وجود ندارد و موسيقي نيز عرصه ظهور هنر آسماني است ؛ بنده با طبيعت و نهاد موسيقي مشكل ندارم بلكه بر اين باورم كه موسيقي بايد به گونهاي عرضه شود كه از شان هنري فاخرآن چيزي كاسته نشود.
وي افزود : گاهي در عرصه موسيقي مواردي مطرح مي شود كه انتقاد برخي از اهالي موسيقي را بر مي انگيزد ؛ پس وظيفه ما اين است كه دل هنرمندان شكسته كه در هراسند كه مبادا هنر موسيقي با ابتذال دست و پنجه نرم كنند را بدست بياوريم .
صفار هرندي گفت : برخي از اشعار و ترانهها در حد و قد و قواره موسيقي فاخر نيستند كه بايد تجديد نظر در اين عرصهها صورت بگيرد .
موسيقي فاخر موسيقي است كه مايه آگاهي و ايجاد صفا و جنبه هاي روحاني شود و حلقه اتصال ميان زمين و آسمان باشد ؛ زيرا موسيقي كه تنها به خواستهها و تمناهاي زميني بشر پاسخ مي دهد ، راه را به سوي ابتذال باز مي كند.
منبع : ايلنا
كيوان ساكت با آلبوم جديدش مي آيد
كيوان ساكت آهنگساز و نوازنده تار هم اكنون در حال ضبط آلبوم جديد خود است كه پس از اتمام،آن را به بازار موسيقي عرضه خواهد كرد.
كيوان ساكت نوازنده تار با اعلام اين خبر گفت: در اين آلبوم كه بخش عمده آن از ساخته هاي من و شامل كنسرتورهاي تار و اركستر است،برخي نوازندگان اركستر سمفونيك تهران و تني چند از هنرمندان ديگر از جمله:«مهيار عليزاده»،«بهنام ابوالقاسم»،
«نويدمصطفي پور»،«احمد مستبط »،«ناصر رحيمي» و «كريم قرباني» با ما همكاري مي كنند كه در كنار قطعات ايراني دو يا سه قطعه اروپايي هم به چشم مي خورد كه هم اكنون در مرحله ضبط استوديوي آن هستيم.
اين نوازنده تار در ادامه با اشاره به استفاده از قطعات اروپايي در كنار قطعات ايراني اظهار داشت: موسيقي صرف نظر از تقسيم بندي هاي كه ما داريم،زيبا و هنري است و به هر كجاي دنيا كه تعلق داشته باشد،مردم مي توانند از آن لذت ببرند. همه مردم حق دارند آثار ديگر آهنگسازان را گوش كنند، اما متأسفانه در جامعه ما برخي افراد فكر مي كنند بايد با ساز ايراني نغمات ايراني بنوازند كه اگر چنين است؛پس چرا ما در دانشگاهايمان آثار ادبياتي،تئاتري و سينمايي هنرمندان ديگر نقاط جهان را تدريس مي كنند؟ همه به اين دليل است كه مردم ما بايد با دستاوردهاي فرهنگي تمام دنيا آشنا شوند.به نظر من موسيقي خوب به هر شكلي قابل اجرا،ترغيب و تشويق است و نبايستي از يك هنرمند انتظار داشت،اثرش را به صورت بسته اي ارائه كند.
«ساكت» در خاتمه خاطرنشان كرد: هنوز اسمي براي اين آلبوم انتخاب نكرده ايم، اما با مراحل ضبط آن نام آلبوم تعيين و به بازار موسيقي عرضه خواهد شد.
منبع : فارس
گزارش دهمین سمینار تار وسه تار
محسن بنائی- آلمان- دی 1384
برای کسانی که رویدادهای هنری خارج از ایران را دنبال می کنند، سمینار سالانه تار و سه تار پدیده ناشناخته ای نیست. در شرایطی که حدود چهار تا پنج میلیون ایرانی در خارج از مرزهای ایران زندگی میکنند و نسل دوم آنها به سنین جوانی پای گذاشته و نسل سوم کم کم از راه میرسد، برگزاری برنامه هائی از این دست بهترین ضامن پیوستگی این بخش بزرگ از مردم کشورمان با سرزمین پدرومادری است، یا همانگونه که در آغاز برنامه گفته شد؛ «سمینار تار و سه تار مجالی است برای آبیاری گلدان کوچکی که از خانه پدری بیادگار با خود به غربت آورده ایم، تا هویت مان پابرجا بماند و ایرانی بمانیم». این سمینار امسال برای دهمین بار از چهارم تا ششم ماه نوامبر در شهر نورد وِیکِر هوت – هلند برگزار شد. میهمانان ویژه سمینار دهم "گروه دستان" و "پریسا" بودند و از آنجائی که این گروه یکی از کامل ترین شکلهای همنوازی را در میان گروههای موسیقی درون و بیرون ایران ارائه میکند، بدیهی بود که بخش بزرگی از برنامه های سمینار به همنوازی اختصاص یابد.
تاريخچه: نخستين سمينار تار و سه تار در سال 1994 در شهر ماين آلمان برگزار شد. اين گردهمائی به ابتکار حميد متبسم، آهنگساز،نوازنده و استاد تار و سه تار و با شرکت هشتاد تن از هنرآموزان کلاسهای او، که در چندين شهر بزرگ داير بود، پا گرفت و پس از برگزاری آن کمتر کسی گمان ميبرد که کار حتی به برگزاری سمينار دوم و سوم برسد: از سوئی برگزاری و سازماندهی اين گردهمائی با توجه به امکانات بسيار محدود هنرآموزان کاری شاق و طاقت فرسا بود، از سوی ديگر شرکت کنندگان از شهرها (برلين، مونيخ، فرانکفورت و ...) و کشورهای (هلند، بلژيک و ...) دور و نزديک می آمدند و معلوم نبود که سال بعد باز هم چنين فرصتی برای همگان فراهم شود. سالها گذشت و تجربه نشان داد که برگزارکنندگان سمينار نه تنها چنين ناممکنی را ممکن کردند، که فراتر از آن توانستند سال به سال به کيفيت و کميت کار خود نيز بيفزايند. در سالهای اخير روند کار به شکلی درآمده است که شرکت در سمينار با ثبت نام قبلی و تنها برای 120 نفر ممکن می باشد. در سال 2000 محل برگزاری سمينار از آلمان به هلند تغيير يافت و به برکت تلاشهای شبانه روزی بهروز نقی پور و انجمن هنرمندان ایرانی هلند و همچنین پشتیبانی مالی بنیاد فرهنگی "اودیسه" از امکانات بيشتری برخوردار شد.
در کنار کلاسهای آموزشی و آزمون هنرجويان، همه ساله سخنرانانی نيز از ايران و ديگر کشورهای جهان دعوت
می شوند تا در باره موضوعاتی که به گونه ای به موسيقی ايرانی مربوط ميشوند، سخن بگويند. از آن جمله اند:
- شهاب الدين موسوی زاده (نقاش)
- خسرو جعفرزاده (پژوهشگر)
- رامين جزايری (سازنده تار و سه تار)
- غلامرضا ميرهاشمی (سازنده تار و سه تار)
- کيهان کلهر (آهنگساز و استاد کمانچه)
- هوشنگ ظريف (استاد تار)
- ارشد طهماسبی (پژوهشگر و استاد تار)
- نادر مشايخی (آهنگساز و رهبر ارکستر)
- رحمت الله بديعی (آهنگساز و استاد ويلن)
- شمس انوری (زبانشناس)
- آتر ترابی (موسيقيدان و نوازنده کمانچه)
- رضا متبسم (شاعر)
- ژوزف الفن باين (استاد کرسی ايرانشناسی و آمار رياضي)
- علی آشوری (زبانشناس)
- فريد امينی (منتقد موسيقی سنتی)
- حسين بهروزی نيا (آهنگسازو استاد بربط)
- سعيدفرج پوری (آهنگساز و استاد کمانچه )
- بهنام سامانی (استاد سازهای کوبه ای)
- پژمان حدادی (استاد سازهای کوبه ای)
- حميد متبسم (آهنگساز و استاد تار و سه تار)
- پریسا (خواننده واستاد آواز)
- ...
سمینار دهم: برنامه سر ساعت 19:30 روز جمعه با خوشامدگوئی به زبانهای فارسی و انگلیسی توسط بهروز نقی پور و آوا سرجوئی آغاز شد. پس از آن نگارنده این سطور پشت تریبون قرار گرفت و با نگاهی گذرا به تاریخچه سمینار، به میهمانان خوشآمد گفت و در ادامه با استقبال از داستان "سمک عیّار" داستان هنرآموختن حمید متبسّم و تشکیل گروه دستان و همکاری با پریسا را در قالب داستانی بنام "مَلِک حمید تارگیر"برای حاضرین خواند. برنامه با تکنوازی هنرمندان خردسال، سارا (سه تار) ، گیو (سه تار) و المیرا (سنتور) ادامه یافت. تسلط این هنرآموزان خردسال وزیبائی اجرایشان تحسین و تشویق شرکت کنندگان را برانگیخت.
برنامه فشرده سمینار دهم، آمیخته ای بود از اجراهای گروهی و سخنرانیهای تخصصی. حمید متبسم در باره "گروه نوازی در موسیقی ایرانی"سخن گفت. متبسم در این گفتار با اشاره به ویژگیهای موسیقی ردیفی و دشواریهای همنوازی در نغمه های بدون وزنِ ریتمیکِ مشخص و همچنین پرداختن به تاریخچه همنوازی در یکصدسال اخیر و مهجوری سازهایی مانند سه تار و نی و کمانچه و تنبک در اجراهای گروهی دهه های چهل و پنجاه، جایگاه گروه نوازی را در موسیقی ایرانی بیان کرد.
پریسا خواننده نامی موسیقی سنتی، دیگر سخنران این سمینار بود که گفتار خود را به "گروه نوازی در موسیقی ایرانی" اختصاص داد. پریسا با سیری در نوشته ها و اشعار شاعران و عارفان نامی ایران، بویژه مغنی نامه و ساقی نامه به شرح و تفسیر معیارهای زیبائی و کمال در موسیقی پرداخت. از دیگر سخنرانان سمینار آتِر ترابی درباره "موسیقی ایران در کشاکش سنت و نوگرائی" سخن گفت و با نگاه به آثار عبدالقادر مراغی و تجزیه نموداری برخی از گوشه های ردیف موسیقی سنتی پیچیدگی وزن را در آنها نشان داد. همچنین فريد امينی در سخنان خود به " شعردرموسیقی، موسیقی در شعر " پرداخت و در سومین روز سمینار نیز شعرهای خود را برای حاضرین خواند.
دیگر اعضای گروه دستان نیز در باره سازهای تخصصی خود سخن راندند و اطلاعات تازه و جالبی را در اختیار شنوندگان گذاشتند. سعید فرج پوری پس از اجرای ساخته های زیبای خود در موسیقی سنتی و موسیقی کُردی در گفتاری با عنوان "سِحر کمان" نخست تاریخچه پیدایش ساز کمانچه را بازگفت و سپس به نقش این ساز در دهه های گذشته پرداخت، و بویژه از این که چگونه این ساز خوش آوا در سالهای پیش از انقلاب میرفت که جای خود را به ویلون بدهد و به فراموشی سپرده شود. حسین بهروزی نیا در سخنرانی خود با عنوان "بربط سغدی" پس از اجرای قطعه هایی از ساخته های خود با بربط تاریخچه پیدایش و تحول این ساز و تأثیر آن بر سازهای عربی و اروپائی، و همچنین نقش آن در تکامل موسیقی عربی را بیان کرد و آنگاه با نشان دادن بربط خود و اندازه های آن، به تشریح ویژگیهای ساختاری و تکنیکهای نوازندگی بربط ایرانی و تفاوتهای آن با عود ترکی و عربی پرداخت. پیش از ارائه سخنرانی با عنوان "نقش آفرینی کوبه ای ها" دو نوازی بسیار زیبائی با سازهای کوبه ای تنبک، دف، دمام و کوزه( اودو) توسط پژمان حدادی و بهنام سامانی اجرا شد و در پی آن حدادی تاریخچه ساز تنبک و نقش آن در گروه نوازی و همچنین سبکهای نوازندگی این ساز را تشریح کرد. آخرین سخنران گروه دستان بهنام سامانی بود که نخست ساز ابداعی خود (اودو) را معرفی کرد که کوزه ای است با سوراخهایی که بر روی آنها پوست تعبیه شده است. سپس به معرفی دیگر ساز تخصصی خود دمام پرداخت و از انواع مختلف آن و شیوه های نوازندگی آنها سخن گفت.
در فاصله این سخنرانی ها قطعات زیبائی در موسیقی سنتی توسط گروه دستان اجرا می شد و گاه نیز اعضای گروه سخاوتمندانه دیگر نوازندگان و خوانندگان را در اجراهایشان همراهی میکردند. از آن جمله اجرای تصنیف "آب زلال" ساخته حمید متبسم بود که خانمها (مرسده هاشمی، سهیلا فلاحی و پری سیما خوبخت) آنرا با پریسا بزیبائی همخوانی کردند. در میان کسانی که کارهائی را برای اجرا در سمینار آماده کرده بودند، می شد سه نسل پیاپی ایرانیان را دید که به یک اندازه مجذوب و محسور این هنر زیبای سرزمین آباء و اجدادی خویشند و آنرا با پشتکاری بی مانند می آموزند و پاس میدارند.
نسل سوم ایرانیان: شرکت در این سمینار دیگر به ایرانیان ساکن کشورهای پیرامون هلند محدود نمی شود و آوازه سمینار تار و سه تار چندین سال است که مرزهای اروپای مرکزی را درنوردیده و ایرانیان علاقه مند به موسیقی ایرانی نه تنها از همه کشورهای اروپائی و ایران، که از امریکا و کانادا نیز خود را با صرف هزینه های کلان به هلند میرسانند تا در این سمینار سه روزه شرکت کنند. از آن مهمتر و افتخارآمیزتر ولی شرکت فعال نسل دوم و سوم ایرانیان در برنامه های سمینار است. به جرأت میتوان گفت هنگامی که سارایِ ده سالهِ نیمه ایرانی-نیمه بلژیکی سه تار دربغل گرفته بود و تصنیف مرغ سحر را با صدای زیبای کودکانه خود می خواند و با انگشتان کوچکش بروی پرده های سه تار می نواخت، یا هنگامی که المیرا پشت سنتورش بروی صندلی نشسته بود و نغمه های موسیقی سنتی و کردی را می نواخت و از کوچکی پایش به زمین نمی رسید، هیچ چشمی بی اشک نمانده بود.
این ولی همه ماجرا نبود، داریوش نیمه ایرانی-نیمه امریکائی به همراه پدر و برادرش از نیویورک آمده بود و بجز سلام و خداحافظ چیز دیگری از زبان پدری اش نمی دانست، ولی هنگامی که قطعه دخترک ژولیده اثر علینقی وزیری را با تار و بهمراه تنبک استادش حسین بهروزی نیا با قدرت و صلابت تمام اجرا کرد، دیگر هیچکس شکی نداشت که داریوش در درک روح ایرانی از ایرانیان ساکن میهن هیچ کم ندارد. نمونه دیگر ساسان نیمه ایرانی-نیمه آلمانی بود که او نیز تنها به زبان آلمانی حرف میزد، ولی ساخته های حسین بهروزی نیا را بروی بربط ایرانیش چنان استادانه اجرا کرد که لبخند شادی و رضایت بر لبان سازنده اثر نشست.
موسیقی محلی: بنا بر یک سنت دیرین روز دوم و پس از پایان برنامه رسمی سمینار تریبون آزادی بنام "ساز و سخن" اجرا می شود که در آن شرکت کنندگانی که برنامه کوتاهی را (تکنوازي، همنوازي، شعرخواني، فيلم، قصه خوانی و ...) آماده کرده اند، امکان هنرنمائی می يابند. چه در لابلای کارهای ارائه شده در بخش رسمی سمینار و چه در برنامه ساز و سخن، همه ساله شرکت کنندگان به اجرای نغمه های زیبای موسیقی محلی از کردستان مغرور و آذربایجان زیبا و گیلان و مازندران سرسبز گرفته تا خراسان و لرستان و کهکیلویه و ... میپردازند. در این بخش هم هنرمندان خردسال و نوجوان ایرانی با شرکت فعال خود نشان دادند که سمینار تار و سه تار نه تنها حفظ و اشاعه موسیقی سنتی را، که پرداختن به موسیقی پربار چهارگوشه ایران با گوناگونی ملودیک و ریتمیک آن را نیز هدف و وظیفه خود میداند. گیو ده ساله در کنار اجرای قطعات موسیقی اصیل، ترانه های محلی را نیز به زیبائی اجرا کرد و کوهسار سیزده ساله نه تنها پیشدرآمد اصفهان را، که ترانه آذری "قارابالا" را نیز مانند یک "عاشیق" بهمراه تار پدرش بروی ویلن اجرا کرد.
گروه دستان: با این که همه میهمانان سمینار نزد برگزارکنندگان از جایگاه یکسانی برخوردارند، گروه دستان توجه ویژه ای میطلبد و شایسته معرفی بیشتری است. دستان را به جرأت میتوان شناخته شده ترین گروه موسیقی ایرانی در خارج از ایران نامید. مهمترین ویژگی گروه دستان ارزش برابر تک تک سازها است، به گونه ای که از آن سلسله مراتب سنتی که خواننده را در بالاترین و نوازنده تنبک را در پائین ترین جایگاه قرار میداد، خبری نیست و بخصوص خواننده از جایگاهی همسنگ دیگر اعضای گروه برخوردار است و شاید از همین روست که گروه دستان خود را پایبند یک خواننده بخصوص نکرده است و گاه نیز مانند کنسرت تابستان هشتادوسه در مجموعه فرهنگی نیاوران به اجرای موسیقی سازی و بدون خواننده میپردازد . کار آهنگسازی نیز کاری گروهی است که تک تک اعضا در آن شرکت میجویند. ویژگی دیگر دستان جایگاه سازهای کوبه ای (دو ساز کوبه ای در کنار سه ساز زهی) در آن است. تنبک اگر در جایگاه سنتی خود کار مترونوم یا ضرب نگاهدار را میکرد و فضای خالی ملودی ها را پر میکرد و دف اگر برای افزودن به "حجم" بکار گرفته میشد، نوازندگان این دو ساز در گروه دستان وظیفه ای دشوار به عهده دارند. بهره گیری از دیگر سازهای کوبه ای مانند دمّام و کوزه و پنداریک، در کنار تنبک و دف به اجراهای گروه دستان شخصیت ویژه ای بخشیده است، بخصوص که در هر اجرائی سازهای زهی دقایقی را خاموش می شوند تا بخشی از حرف ناگفته نیز از زبان سازهای کوبه ای و در دونوازیهای استادانه بهنام سامانی و پژمان حدادی گفته شوند، کاری که گروه دستان بی شک مبتکر آن بوده است.
اگرچه تواضع و افتادگی را از خصال نیکوی ایرانی شمرده اند، گزافه نخواهد بود اگر که برگزارکنندگان سمینارهای ده گانه تار و سه تار از به انجام رساندن چنین مهمی بر خود ببالند و از این که توانسته اند فضائی پدید بیاورند که در آن بتوان رایحه دل انگیز بخشی از فرهنگ پر شکوه ایران را به مشام کشید مغرور باشند. راه پیموده شده در این یازده سال، نشان از عاشقی و دلسوختگی یک یک دست اندرکاران دارد، که اگر جز این بود ناقه این قافله همان سال اول در گل نشسته بود.
منبع : هنر و موسيقي
ذوالفنون مركز حفظ و اشاعه موسيقي تاسيس مي کند
ذوالفنون قصد راه اندازي مركزي با ويژگي هاي مركز حفظ و اشاعه موسيقي را دارد.
ذوالفنون درباره چگونگي تشكيل اين مركز گفت: «اين مركز را با استفاده از كمك هاي مردمي و حمايت هاي آنها راه مي اندازيم و براي اداره آن هم از هنرمندان قديمي كه در آن دوران در مركز حفظ و اشاعه حضور داشتند كمك مي گيريم. تنها تفاوت اين مركز با حفظ و اشاعه قديم اين است كه مركز جديد كاملا مستقل از دولت خواهد بود و قرار نيست به نام شخص خاصي باشد. بلكه متعلق به تمام آنهايي است كه در آن دوران در مركز حفظ و اشاعه موسيقي كار مي كردند.»
ذوالفنون ادامه داد: «هدف من اين است كه مركز حفظ و اشاعه موسيقي دوباره تجديد حيات يابد. فعاليت هاي اين مركز در سه بخش توليد، برگزاري برنامه هاي متعدد موسيقي و آموزش برنامه ريزي مي شود.»
در حال حاضر دفترچه اطلاع رساني براي معرفي و توضيح اين فعاليت آماده شده است و در اختيار علاقمندان قرار مي گيرد.
مركز حفظ و اشاعه موسيقي ملي ، به سرپرستي نورعلي برومند و همكاري داريوش صفوت سال 1347در راديو و تلويون تاسيس شد. آغاز گسترش تشكيلات مركز در گردآوري ها ، ضبط ها ، آموزش ها واجراهاي اصيل موسيقي مركز حفظ و اشاعه موسيقي، از اواخر دهه پنجاه با هدف آموزش، احيا و رواج سنت هاي موسيقي ايراني به وسيله نورعلي خان برومند و داريوش صفوت، تاسيس و سپس با دعوت از اساتيد بزرگ آن زمان تكميل شد. نقش اين مركز، در پيشرفت موسيقي ملي، غير قابل انكار است ،به طوري كه بسياري از اساتيد شاخص حال حاضر، پرورش يافته همين مركز هستند.
منبع : ميراث خبر
ناصح پور پاسخ بی احترامی دفتر موسیقی ارشاد را داد
نصرالله ناصح پور انصراف خود را از پذيرفتن پاسداشت و تقدير دفتر موسيقي ارشاد اعلام و هدايا را به آن دفتر مرجوع كرد.
ناصح پور گفت: «دفتر موسيقي ارشاد به وضعيت ژانرهاي مختلف موسيقي در ايران كه زيربناي معرفت فرهنگي هر كشوري به حساب مي آيند، توجهي نكرده و حرمت اجتماعي هنرمندان موسيقي را ناديده مي گيرند.»
ناصح پور با اشاره به بي احترامي به هنرمندان در جشنواره موسيقي فجر افزود: جشنواره امسال از سال هاي گذشته ضعيف تر برگزار شد. اطلاع رساني ضعيف و قيمت بالاي بليت ها، باعث شد بسياري از علاقمندان قشر متوسط جامعه نتوانند از برنامه ها استفاده كنند كه از اشكالات اين جشنواره بود و موجب شد سالن ها خالي باشد در حالي كه علاقمندان زيادي براي برنامه ها يا بي خبر بودند و يا پول پرداخت بليت را نداشتند.
ناصح پور ادامه داد: «در اختتاميه با ناديده گرفتن بانوان هنرمند در برنامه تقدير جشنواره امسال، به فعاليت هنري آنها در جامعه موسيقي توجهي نكردند. در حالي كه بانوان مي توانند نيمي از نيروي هنري جامعه باشند. در پايان هم به هنرمندان چك هايي غيرقابل وصول با مبلغ ناچيز دادند كه به تبعيض ميان هنرهاي مختلف تفسير و تعبيرشد.»
اين استاد دانشگاه و رديف دان در پايان به نحوه تقدير جشنواره اعتراض كرد و گفت: در جشنواره اعلام شد كه از چهار دهه فعاليت موسيقايي من تقدير مي شود در صورتي كه روي لوح از همكاري با بيست و يكمين جشنواره موسيقي فجر قدرداني شده است. چرا در لوح تقدير اشاره اي به چهار دهه فعاليت هنري اينجانب نشد؟
منبع : میراث خبر
دفتر موسيقي نظري درباره چك هاي برگشتي ندارد!
چگونگي و نوع هداياي برگزيدگان موسيقي فجر امسال، بايد سال هاي گذشته مطرح و بررسي مي شد.
دكتر همافر رئيس دفتر موسيقي در خصوص اتفاقات اخير درباره هداياي برگزيدگان جشنواره موسيقي فجر امسال و استعفاي داريوش پيرنياكان از شوراي سياست گذاري دفتر موسيقي در گفتگو با خبرنگار باشگاه خبرنگاران جوان گفت: در حال پيگيري و بررسي اين موضوع هستيم و هم اكنون نيز در جلسه اي قرار است با داريوش پيرنياكان نيز صحبت شود كه پس از جمعآوري اطلاعات دبيرخانه جشنواره موضوع را به طور شفاف اعلام مي كند.
منبع : خبرنگاران جوان

اهالي موسيقي خواستار پايان وضعيت نابسامان شدند
اهالي موسيقي در حاشيه برگزاري مجمع عمومي انجمن نوازندگان خانه موسيقي با امضاي نامهاي خطاب به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي خواستار پايان دادن به وضعيت نابسامان و بيتوجهي به اين هنر هستند.
انجمن نوازندگان خانه موسيقي بعد از ظهر د یروز شنبه 15 بهمن ماه كه قرار بود در سالن اصلي مجموعه تئاتر شهر برگزار شود، به دليل نرسيدن به حد نصاب آغاز نشد. اما هنرمنداني كه به تئاتر شهر آمده بودند اعتراضات خود را نسبت به وضعيت موجود موسيقي ابراز كردند.
داريوش پيرنياكان يكي از اعضاي اين انجمن در اين جلسه نيمه رسمي ضمن انتقاد از وضعيت موسيقي در وزارت ارشاد گفت:« يك سري اتفاقات عجيب در كنار موسيقي رخ داده است كه باعث تعجب اهالي موسيقي شده است. »
عضو مستعفي شوراي عالي سياست گذاري دفتر موسيقي ارشاد از هنرمندان خواست تا نسبت به موضوعات رخ داده از وزارت ارشاد و نهادهاي ذيربط توضيح بخواهند:« متاسفانه وزارت ارشاد و ساير نهادهاي دولتي با موسيقي مثل فرزند ناتني برخورد مي كنند. اما بايد يكبار براي هميشه تكليف موسيقي مشخص شود.»
پيرنياكان به برخوردهاي توهين آميز صدا و سيما با موسيقي اشاره كرد:« تا زماني كه تلويزيون ايران از نشان دادن ساز خودداري ميكند و با موسيقي برخورد نامناسب ميكند، نبايد اجازه داد اثري از آن پخش شود. »
وي با اشاره به نحوه پخش صداي استادان بزرگ موسيقي از تلويزيون آن را در شان اين استادان نيست:« تلويزيون صداي ني استاد كسايي را پخش ميكند و تصويراو را نشان نميدهد. يا صداي استاد بنان را قطع ميكند و تبليغ پخش ميكنند. اين توهين به هنر اين استادان است و جايي بايد تمام شود. »
حميد رضا نوربخش يكي ديگر از شركت كنندگان در اين برنامه نشان ندادن ساز در تلويزيون را تنها توهين به نوازنده ندانست و آن را توهين به خواننده هم دانست:« خواننده و نوازنده تفاوتي با هم نميكنند مهم اين است كه تلويزيون با موسيقي برخورد مناسبي ندارد. »
هوشنگ ظريف نيز با اشاره به بودجه كلان جشنواره موسيقي فجر از قيمت بالاي بليطهاي جشنواره انتقاد كرد:« من شاهد بودم كه دو دختر جوان زماني كه ديدند بليط جشنواره 8 هزار تومان است گفتند به جاي اين كه وقت و پولمان را حرام كنيم مانتو ميخريم. چرا بايد بليط جشنواره اينقدر گران باشد كه مردم نتوانند در آن سهيم باشند. »
در اين جلسه كماكان در حال برگزاري است مسائل و مشكلات خانه موسيقي و مديريت غير موسيقيايي هنرستان موسيقي مطرح شد و برخي از اعضاي شركت كننده پيشنهاد برگزاري مناظرهاي ميان فقها و موسيقيدانان دادند و خواستار شفاف سازي در حوزه موسيقي شدند.
انجمن نوازندگان خانه موسيقي حدود 3200 نفر عضو دارد كه براي تشكيل مجمع عمومي به حضور نصف به اضافه يك نفر احتياج دارد. تا كنون نزديك به 1000 نفر از اعضاي اين انجمن در مجموعه تئاتر شهر حضور يافتند اما هنوز نيمي از آن در سالن 700 نفري اصلي تئاتر شهر حاضر نشدهاند.
اين جلسه همچنان در حال برگزاري است. خبرهاي تكميلي ارسال ميشود.
منبع : ميراث خبر
صدا و سيما، فتيله موسیقی را پایین می کشد به دنبال افزايش اعتراض گروهي از روحانيون حوزه علميه قم به پخش برخي گونه هاي موسيقي در راديو و تلويزيون جمهوري اسلامي ايران، مقامات صدا و سيما سياستهاي خود در عرصه پخش موسيقي را تغيير خواهند داد. در پي افزايش اين اعتراضها كه در ديدار اعضاي جامعه مدرسين حوزه علميه قم با مقام معظم رهبري نيز مطرح شده است، سيد عزت الله ضرغامي در جلسه چند روز پيش خود با مديران راديو از آنها خواسته است برنامه هاي خود در اين زمينه را براي جلوگيري از افزايش اعتراضها تعديل نمايند. شبكه هاي مختلف راديويي در چند ماه گذشته تحول زيادي در زمينه پخش موسيقي ايجاد نموده و حتي برخي ترانه هايي كه تاكنون گمان مي رفت شانسي براي پخش از راديو و تلويزيون ايران ندارند در اين مدت پخش شده است. در 27 سال گذشته اختلافات زيادي در مورد شرعي يا غير شرعي بودن برخي موسيقي هاي پخش شده از صدا و سيما وجود داشته و نظر واحدي در اين زمينه وجود نداشته است. گفته مي شود ضرغامي شخصا با گسترش دامنه پخش موسيقي در راديو و تلويزيون موافق است اما اكنون ناچار به تعديل برنامه هاي خود شده است. منبع : فردا نیوز
سكوت شهبازيان و افتخاري به بازار مي آيد
فريدون شهبازيان مشغول تنظيم هفت تصنيف تازه با صداي عليرضا افتخاري است كه تا هفت ماه ديگر به بازار مي آيد. اين تصانيف توسط عباس خوشدل ساخته و با اجراي اركستر بزرگي متشكل از نوازندگان اركستر سمفونيك ضبط شده است. در حال حاضر نيز شهبازيان در استوديوي صحرا مشغول تنظيم و ضبط اين تصانيف است.
اين آلبوم كه با عنوان سكوت به بازار مي آيد، بر اساس موسيقي سنتي ايران و با ساز هاي كلاسيك ارايه مي شود.
منبع : ميراث خبر

شرايط استاد لطفي براي برگزاري كنسرت: از شش ماه قبل بايد برنامه كنسرتها مشخص شود تا مردم سرگردان نشوند
استاد محمد رضا لطفي، استاد محبوب موسيقي ايران از زماني كه به ايران آمده، مهمترين سوالي كه علاقهمندانش خواستهاند از او بپرسند، برگزاري كنسرت در ايران بوده است.
وي ميگويد: اگر قرار باشد كنسرتى برگزار كنم، درست است كه اثر خود را دارد، ولى وقتى علاقهمندان بعد از اجرا مىآيند و مىگويند استاد كجا از شما درس بگيريم؟ جوابى برايش ندارم. بنابراين كنسرت زمانى مفيد است كه آموزشى هم پشت آن باشد. البته براى كنسرتها در حال برنامهريزى هستيم. من علاقه ندارم فقط در تهران روى صحنه بروم، بلكه مى خواهم در تمام ايران برنامه داشته باشم، حتى جاهاى دور افتاده شايد تور كنسرتى راه بيندازم كه ٥ يا ٦ ماه طول بكشد و در آن جوانها را ببينم. وضع آموزش آنها را بررسى كنم و اگر كمك خواستند، كمكشان كنم. مستركلاسهايى برگزار كنم كه جوانان ايرادهاى خود را برطرف كنند تا كنسرت با جنبه فرهنگى آموزشى هم توأم باشد. اما سازماندهى چنين تورى در ايران كار حضرت فيل است.
شنيدهام بخش خصوصى با اجازه وزارت كشور و ارشاد مىتواند كنسرت بگذارد. ارشاد و حوزه هنرى هم خود مىتوانند چنين برنامههايى ترتيب دهند. بنابراين من بايد با بخش خصوصى و دولتى وارد مذاكره شوم و يكى از راههايى كه قابل اجرا است اعتبار و حيثيت مرا به عنوان موزيسين همين طور اعتبار و حيثيت مردم را در سالنهاى كنسرت حفظ مىكند، انتخاب كنم. نمىخواهم كنسرتى برگزار كنم كه جمعيتى را از شهرستان به تهران بكشاند و آخر سر بليتى به آنها نرسد. بيست سال است كنسرتى برگزار نكردهام و طبعاً علاقه مندان زيادى براى ديدن اجرايم مىآيند و من بايد جوابگوى آنها باشم. در كنسرتهاى من بايد آرامش حكمفرما باشد تا بتوانم حال و هواى خود را روى صحنه ببرم. برنامهام در كنسرت اول اين است كه خودم، سازهاى ضربى و گروه همخوان به اجراى برنامه بپردازيم. با برگزارى اين كنسرت، ماندن من هم قطعى خواهد شد. دفعه ديگر كه بيايم مكتب خانه را باز مىكنم و بايد براى آن اجازه مجدد بگيرم. معلمهايى كه از نظر اصول آموزش با مكتب خانه هماهنگى دارند، استخدام مىكنيم و بعد سه تا شش ماه در ايران مىمانم تا اينكه كاملاً ماندگار شوم. چون بيست سال در خارج از كشور زندگى مىكنم و انتقال آن زندگى به اينجا كمى طول مىكشد.
وقتي از اوپرسيده ميشودكه فكر مى كنيد اين كنسرت كى برگزار شود؟ ميگويد: اگر برنامههاى ديگر عملى شود، من٤٠ ، ٥٠ روز ديگر كه برگردم، مقدمات برگزارى كنسرت را فراهم مىكنم. در حال حاضر دربارهاش مطالعه مىكنم. عقيده دارم شش ماه قبل زمان دقيق آن بايد مشخص شود و سه ماه قبل از برگزارى بليتها در همه جاى ايران به فروش برسد تا شاهد ايجاد بازار سياه نباشيم.
اگرچه زمان مشخصي براي برگزاري كنسرت تعيين نشده، اما استاد اين بار در حال مطالعه جدي روي اين قضيه هست كه مكانيزمهاي برگزاري كنسرت در ايران چگونه است؟. تا الان افراد مختلف اطلاعات زيادي را در اختيار او قرار دادهاند. حال او بايد اينها را بررسي كرده و ببيند كه چگونه ميتوان در سراسر ايران كنسرت داد . اگر تلويزيون به عنوان مثال برنامههاي خود را داشت و كنسرت و ساز و آواز و بقيه را پخش ميكرد و به صورت زنده همه مردم گوش ميكردند، احتياج به سفر به سراسر ايران هم نبود، ولي استاد معتقد است الان بايد اين كار را كرد.
اوهمانطوركه گفته ميخواهد كنسرتش فقط يك اجرا نباشد و در سفرهايش يك روز را به دانش آموزان اختصاص دهد تا سؤالات خود را بپرسند و راهنمايي بگيرند. يعني براي اهالي هر شهرستان يك كنسرت به همراه سخنراني باشد. او در ادامه ميگويد: در حال حاضر در حال مطالعه روي اين بخش هستم. برنامه اول من تكنوازي خواهد بود و برنامه دوم گروه نوازي كه شامل دو بخش است؛ يك كلاسيك و بعد از تنفس يك كار جديد من است و خواننده هم دارد، اما فعلاً در حال مطالعه روي افراد هستم كه چه كساني صداي خوبي دارند و چه كساني از سلامت دروني برخوردار هستند كه نكته دوم براي من بسيار مهم است، چون ميخواهم كه يك انسان فرهنگي در كنار من بنشيند و دوست ندارم يك فرد بسازبفروش در موسيقي كنار من بنشيند و اين فرد فرهنگي است كه ميتواند بعداً همين ساختار را ادامه داده و حمايت كند. حالا در مورد چگونگي آن فكر ميكنم. ممكن است بخشهايي از آن را از وزارت ارشاد كمك بگيريم. بخشهاي خصوصي هم فعاليت خود را آغاز كرده است. در حال حاضر در حال بررسي تمام راه ها هستم تا در برگزاري كنسرت آرامش حكمفرما باشد و جنبه فرهنگي و هنري داشته باشد و امنيت آن درست باشد تا وقتي مردم برنامه را ميشنوند با خوشحالي روحي آنجا را ترك كنند.
از شش ماه قبل بايد برنامه كنسرتها مشخص باشد و از سه ماه قبل هم بليتهاي كنسرت فروخته شود تا دو روز مانده به شروع كنسرت به مردم فشار نيايد. بيشتر از يك تعداد هم نبايد به كسي بليت فروخته شود و هركس با كارت شناسايي خود بليت تهيه كند. اين مكانيزم برگزاري كنسرت است و من تجربه اين كارها را در غرب دارم.
او درباره اينكه آيا از خانه موسيقي تماسي مبني بر همكاري شما با اين خانه گرفته شده است؟ ميگويد: آقايان گنجهاي و روشن روان از دوستان من هستند و اگرچه ما ديدارهايي با يكديگر داشتهايم اما اين ديدارها بيشتر شخصي بوده است و تاكنون به عنوان مدير يا مسئول خانه موسيقي با من تماس نگرفتهاند. اگر مسئولي بخواهد كه من براي سخنراني در مكاني حضور پيدا كنم بايد دعوت كتبي از من به عمل آورد، وگرنه به واسطه تلفن و ... نميروم، چون مي دانم كه بعداً ايجاد مشكل خواهد كرد.
اما اگر بگويند كه از سابقه و تجربه هنري شما ميخواهيم در فلان بخش كمك بگيريم و براي اين كار، شما راجع به فرهنگ و... صحبت كنيد، ميروم، اما به شرطي كه فردي كه بالاترين مسئوليت را داشته باشد از من دعوت كند. واحدهاي كوچك براي من ايجاد دردسر ميكنند، ولي وقتي مقام مسئولي از بالا از من چنين درخواستي ميكند مسئوليت بعدي آن هم با خود اوست.
استاد محمدرضا لطفي درباره كارهاي جديد خود ميگويد: در حال حاضر كارهاي گذشته را با طرح جديد و شناسنامه جديد بيرون ميدهيم و من متني را در آن اضافه كردهام كه خاطرات آن ساختهها است كه به دو زبان كار خواهد شد. تا الان ٨ كار از كارهاي گذشته بيرون آمده است و يك كار جديدي دارم كه كنسرت فستيوال راديو فرانسه است كه در سالني با جمعيت يك هزار و ٥٠٠ نفر اجرا شده است. اين كار را براي يكي از دوستان معروف موسيقيدان گذاشتم. از من پرسيد در اين سالن آدم هم وجود دارد؟ گفتم: «بله؛ يك هزار و ٥٠٠ نفر»، اما به قدري سكوت برقرار بود كه شنونده حس ميكند كار در خلأ و استوديو ضبط شده است. اين كار خموشانه نام دارد كه اجراي سه تار با اشعار حافظ و غزل مولانا است. كار ديگر يك كمانچه است كه براي اولين بار ارائه كردم. كنسرت من در سوئيس است كه در كليسا اجرا شده و حال و هواي خوبي دارد و نشان ميدهد كه كمانچه چه قابليتهايي دارد. سعي كردم شيوه قديم محجوبي و اسماعيل زاده را در آن پياده كنم و با بهاري آن را آميختهام و احساسات خودم را هم كه درگير بوده است به كار اضافه كردهام . كار ديگري با نام «پيام دل» است كه كار جديدي است. اين كار در ماهور و دشتي است كه در سفر بعدي بيرون خواهد آمد. يك آپارتمان هم براي هنرستان خريدهايم. اجازه مكتبخانه هم گرفتهايم كه آقاي افشارنيا مديريت آن را به عهده خواهد گرفت.
استادمحمدرضالطفي درباره همكاري مشترك ميگويد: من دلم باز است. نه كينهاى از كسى دارم و نه نفرتى. هيچ وقت هم عليه كسى نبودهام، همه را دوست دارم. اگر رابطههاى دلى و معنوى دوباره شروع شود و هنرمندان هم لبيكى بگويند، باز هم اتفاقات گذشته به صورت بهتر مىافتد. اما اين ارتباطها بايد وجود داشته باشد. اگر من اينجا ساز خودم را بزنم و هنرمند ديگرى در نقطهاى ديگر كمانچه بزند و ما با هم روى صحنه برويم، چيزى عايدمان نمىشود. ما بايد اول همدل و دوست باشيم، در خانه با هم رفت و آمد كنيم و ساز بزنيم و نتيجه همدلى را با هم بر روى صحنه ببريم.الان در كنسرتها يك نفر از مغرب مىآيد و يك نفر از مشرق، سه چهار روز با هم تمرين مىكنند و روى صحنه مىروند و عملاً با هم ارتباطى ندارند. در خارج از كشور هم همين است. يك نفر از كانادا مىآيد، يك نفر از ايران و يك نفر از سوئد. يك هفته تمرين مىكنند و كنسرت مىگذارند. رابطه چيزى است كه در زندگى پرسرعت از دست دادهايم، اما من آمادگى خودم را براى ارتباط و كار مشترك در آينده اعلام مىكنم. هيچ كس را هم حذف نمىكنم، اما شرطى دارم. اينكه پرستيژ و احترام هنرى، هم سنگى و هم سطحى بين ما وجود داشته باشد. گاهى وقتها موزيسين با شاگردان خود برنامهاى ترتيب مىدهد و اين را اعلام مىكند، گاهى دو همكار با هم به روى صحنه مىروند كه از نظر موسيقى و ارزشهاى فرهنگى، هنرى بايد از يك مكتب برخاسته باشند وگرنه خلق هنر و بداهه پردازى آنها دچار مشكل مىشود.
او درباره اينكه در اين چند سال هنرمندان ديگر به شما براى كار مشترك پيشنهاد كردهاند؟ ميگويد: پيشنهاد مشخصى نداشتهام. هر بار هم كه به ايران مىآيم بيشتر شاگردان و علاقه مندان را مىبينم و دفعه اول است كه تعدادى همكار و موسيقيدان هم به ديدنم آمدند. در اين فاصله همكارىهايى با بعضى از موسيقيدانان در خارج از كشور كردهام و بعد از آن ديگر پيشنهادى نشده، اما اين دفعه آمادگى همكارى هنرمندان با من بيشتر شده است.
به نقل از وب لاگ رضا لطفي
منبع : ايسنا

شهرام ناظری در آمریکا می خواند
شهرام ناظرى خواننده مطرح موسيقى ايران در جديدترين برنامه خود در سانفرانسيسكو و كاليفرنيا به اجراى برنامه مى پردازد.
اين خواننده موسيقى ايرانى براى اجراى دو كنسرت به دو شهر و ايالت در آمريكا مى رود.كنسرت هاى ناظرى در تاريخ هجدهم فوريه و بيست و پنجم فوريه برگزار خواهد شد. شهرام ناظرى را در اين كنسرت، گروه موسيقى او و پسرش حافظ ناظرى همراهى مى كند. گروه موسيقى شهرام ناظرى به عنوان اولين گروه موسيقى سنتى ايران، چندى قبل در سالن چهار هزار نفره كداك تئاتر شهر لس آنجلس كه سالن اهداى جوايز اسكار است به اجرا پرداخت و اجراى اين گروه موسيقى ايرانى با استقبال مخاطبان مواجه شد. شهرام ناظرى در گفت وگو با ايرانيوز خبر داده بود كه اجراى گروه موسيقى او در شهرهاى ديگر آمريكا ادامه پيدا مى كند. در اين برنامه علاوه بر اجراى ناظرى، حافظ و سياوش ناظرى با سه تار و دف به اجراى برنامه پرداختند و يك نوازنده از آمريكا، يك خانم نوازنده ويولن از تايوان و يك نوازنده از هندوستان حضور داشتند.
منبع : شرق

باید ای دل گل خاک حرم غم باشی
تا که حاجی کفن پوش محرم باشی
تا تو را جزء شهیدان بلا بنویسند
اولین داغ تو آنست که مرحم باشی
راه یک عمر جگر سوخته باید بروی
تا دمی سینه زن وارث آدم باشی
باید از روح حسینی به وجودت بدمد
گر چه تنها پسر حضرت مریم باشی
هر که ای هستی ات از نور حسین ابن علیست
گر چه مانند خلیل عشق مجسم باشی
هنر آن نیست که با گریه تو گریه کنند
هنر این است که خود ماه محرم باشی
حضور در نمایشگاه جهانی"میدم" برای موسیقی ایران یک گام به جلو بود
حضور در نمایشگاه بین المللی"میدم" حرکتی بسیار مشخص و حساب شده بود و ما توانستیم دراین نمایشگاه نام و موسیقی ایران و هنرمندان آن را بیش از پیش مطرح کنیم.
"بهمن مه آبادی" نوازنده ویولن و سرپرست گروه موسیقی "سل" که به تازگی به همراه تنی چند از دیگر ناشرین موسیقی ایران در نمایشگاه بین المللی عرضه آثار موسیقی "میدم"(Midem) شرکت کرده بود، در گفت و گو با خبرنگار موسیقی "مهر"، ضمن بیان این مطلب افزود: خوشبختانه این سفر برای ما سفر بسیار خوبی محسوب شد و از اینکه توانستیم به عنوان نمایندگان موسیقی ایران در این نمایشگاه حضور داشته باشیم، خوشحالیم.
وی ادامه داد: در این فستیوال دیگرهنرمندان موسیقی ایران همچون " کیوان ساکت"،"حمیدرضا نوربخش" و ...حضور داشتند و از آثار جدی موسیقی ایران استقبال خوبی شد.
سرپرست گروه موسیقی سل در مورد نمایشگاه میدم گفت: "میدم" نمایشگاهی است که به تمامی تولیداتی که در زمینه موسیقی ، هنرمندان موسیقی، کالاهای موسیقی و کلیه مشاغلی که در مورد موسیقی است مربوط می شود . امسال چهلمین سال "میدم" برگزار شد و خوشبختانه ایران هم در آن حضور یافت. پیش از این تنها 8 دوره ایران در این نمایشگاه حضور یافته بود. امسال هم ما به اتفاق دیگر ناشرین در این فستیوال که هر سال در کن برگزار می شود شرکت کردیم، حضور و حرکتی که بسیار مشخص و حساب شده بود و ما توانستیم در سطح این فستیوال نام ایران و موسیقی ایران و هنرمندان ایرانی را مطرح کنیم.
وی ادامه داد: خوشبختانه در طول حضور ما در این نمایشگاه خیلی ها مراجعه کردند و سی دی های ما را خواستند. بسیار در مورد موسیقی ایران سوال پرسیده شد. حتی ساعت ها به موسیقی ایرانی گوش کردند. در طول برگزاری نمایشگاه و بعد از آن تلفن های زیادی به ما شد که افراد مختلف سوالاتشان را در مورد موسیقی ایران می پرسیدند. در کنار اینها پیوسته موسیقی ایرانی پخش و اجرا می شد که این موضوع از جالب ترین نکاتی بود که در مورد این نمایشگاه می توان گفت.
وی افزود: خوشبختانه کسانی در این همایش شرکت می کنند که تخصص جهانی دارند. در این نمایشگاه در مورد نحوه چاپ آثار بسیار صحبت می شود. در مورد آثار ایرانی نیز صحبت های زیادی شد و البته در مورد نزدیک بودن این آثار به استاندارد جهانی نیز بسیاربحث شد ، که خوشبختانه ما متوجه شذیم که آنقدرها آلبوم هایمان با استانداردهای جهانی فاصله ندارند. برای خارجی ها و آنهایی که در نمایشگاه حضور داشتند بسیار جالب بود که ما هم می توانیم کارهایی را در سطح جهانی انجام دهیم.
مه آبادی خاطر نشان کرد: مطرح شدن نام کشورمان در مجله این نمایشگاه که حدودا 1000 صفحه است نکته بسیار خوبی بود. ما امسال توانستیم یک صفحه و نیم از این کتاب را به خودمان اختصاص دهیم. خوشبختانه با علاقمندان بسیاری مواجه شدیم که به شنیدن موسیقی ایرانی راغب بودند. اینطو هم نبود که تنها طرفداران عام موسیقی طالب شنیدن موسیقی ایرانی باشند، بلکه بعضا مدیران شرکت های مختلف موسیقی و مخاطبان خاص نیز موسیقی ایرانی را پسندیدند و با اشعارمولانا و سعدی ارتباط برقرار کردند.
وی در پایان خاطر نشان کرد: ما با حضورمان در این نمایشگاه ثابت کردیم که حرف های زیادی را در موسیقی معنادار و موسیقی جدی می توانیم داشته باشیم ،همانطور که الان هم این موضوع را ثابت کردیم. در طول برگزاری نمایشگاه "میدم" آقای "کیوان ساکت " با نواختن تار و سه تار ایرانی و اجرای آثار ایرانی و همچنین آثار جهانی موسیقی قابلیت جهانی ساز تار را برای اجرای آثار جهانی به دنیا نشان داد. برای خارجی ها و آنهایی که در این نمایشگاه حضو داشتند، بسیار جالب بود که یک ساز ملی می تواند به زبان جهانی هم حرف بزند.
این ناشر موسیقی خاطر نشان کرد: اگر می خواهیم موسیقی ایران و هنرمندان ایرانی مطرح شوند باید در این نوع فستیوال ها و جشنواره ها شرکت بیشتر کنیم. متاسفانه ما در موسیقی ایران با افت کیفیت مواجه هستیم به این دلیل که ضبط های صوتی در ایران به صورت دیجیتال انجام نمی شود و متاسفانه کیفیت ها به شدت با افت مواجه می شوند، از این رو اگر بیشتر با سیستم های مختلف نشر آثار صوتی در دنیا آشنا شویم، می توانیم در به کار گیری آنها موفقیت بیشتری داشته باشیم.
موسیقی فاخر بر خلاف موسیقی پاپ برای تفریح و سر گرمی نیست
مصطفی کمال پورتراب:موسیقی فاخر به معنای موسیقی علمی ،منطقی و انسانی است و از شارلاتان بازی ،سودجویی و ابتذال دوری می کند.
مصطفی کمال پورتراب ،آهنگساز ، در گفت و گو با خبرنگار موسیقی "مهر" با اعلام این مطلب گفت : موسیقی فاخر در کشورهای اروپایی به موسیقی ای گفته می شود که زیاد مورد تایید عامه مردم نبود وبه ثروتمندان تعلق داشت. اما در ایران این لفظ به طور یقین به آن نوع ازموسیقی گفته می شود که انسانی ،منطقی ،علمی و به دور از پلیدی ها بوده و دارای ویژگی های هنری و علمی باشد.
پورتراب در ادامه افزود:موسیقی فاخر بر خلاف موسیقی پاپ برای تفریح و سر گرمی نیست .هرچند موسیقی پاپ برای جامعه مورد نیاز است -البته نه آن نوع موسیقی پاپ معروف به موسیقی "لس آنجلسی "-بلکه موسیقی پاپی که خصوصیات فرهنگی این جامعه رانیز بیان کند.
این آهنگساز با تاکید بر اینکه فقط متخصصان تشخیص دهنده نوع موسیقی هستند، خاطرنشان کرد:امروزه تکنولوژی مدرن منجر به تخصصی شدن تمام امورزندگی شده است. هیچوقت کسی که چشم درد دارد نزد یک پزشک کلیه نمی رود؛به همین خاطر فقط متخصصان و اساتید صاحبنظرو کارشناس هنر می توانند درباره فاخر بودن و نبودن هنرموسیقی نظردهند.
وی با اشاره به اینکه هدف متخصصان همیشه هدایت مردم بوده است ،تصریح کرد:همانگونه که یک استاد دانشگاه به دنبال منحرف کردن دانشجوی خود نیست ؛به تبع این قشر همیشه نقش رهبری و راهنمایی کننده برای عامه مردم دارند .
این استاددانشگاه در ادامه صحبت های خود اظهارداشت:عامه مردم نمی توانند در تولید موسیقی فاخر نقشی داشته باشند؛چراکه مردم به هر غذایی که عادت کنند ،طرفدار آن می شوند.موسیقی هم غذای روح است که اگر نوع بد آن در اختیار مردم قرار بگیرد ،به راحتی نمی توان این سلیقه را تغییر داد.
پورتراب حمایت از موسیقی فاخر را نیازمند مدیریت قوی دانست و گفت: حمایت از موسیقی نیاز به سرمایه گذاری دارد.حال این سرمایه گذاری باید توسط نهادهایی صورت بگیرد که توانایی آن را داشته باشند.این مدرس دانشگاه و مولف ادامه داد:هنرمندانی مثل حسین علیزاده ،محمد رضا لطفی و ... که آثار آنها جزو آثار فاخر محسوب می شود،همه تحصیلکرده هنرستان ملی موسیقی هستند براین اساس باید از هنرستان هامدارس نظیر آن حمایت شود.
مصطفی پور تراب در پایان گفت:گسترش پایه های هنرستا ن در تمام سطح کشور منجر به پرورش استعدادهای درخشان ودر نهایت تربیت هنرمند و استاد موسیقی خواهد شد.استادانی که در آینده باید چرخ هنر موسیقی را به گردش در آورند.
منبع : MehrNews
|
|
در دل و جان خانه کردی عاقبت
هر دو را دیوانه کردی عاقبت
شمع عالم بود عقل و جان من
شمع را پروانه کردی عاقبت
عاشقان مستند و ما دیوانه ایم
عارفان شمعند و ما پروانه ایم
چون ندارم با خلایق الفتی
خلق پندارند ما دیوانه ایم
همكاري محمدرضا شجريان و فرهنگ شريف
محمدرضا شجريان» و «فرهنگ شريف» در قالب يك آلبوم موسيقي با هم همكاري ميكنند. فرهنگ شريف» نوازنده تار گفت: از ماهها پيش قصد اين همكاري را داشتيم اما به دليل گرفتاريهاي كاري «محمدرضا شجريان» اين كار به تعويق افتاد اما همچنان اين همكاري كه باعث توليد يك آلبوم موسيقي ميشود، ادامه دارد و قرار است ترانه ها و شعرهاي شاعراني چون «عليرضا سجادي» و چند شاعر ديگر، آهنگهايي را براي اين آلبوم انتخاب كنيم.
اين نوازنده تار در ادامه در خصوص قطعات اين آلبوم اظهار داشت: چند آهنگ را در نظر گرفتهايم كه برخي از آنها هنوز شعر ندارند، اما به مرور كار را كامل خواهيم كرد و نهايت به بازار موسيقي عرضه ميشود.
« شريف» با اشاره به همكاري خود را با «شجريان» گفت: ما سالهاي قبل از زمان خوانندگي ايشان در راديو با هم همكاري داشتهايم به اين خاطر در حال حاضر نيز دوست دارم اين همكاري ادامه داشته باشد.
وي در خاتمه با بيان اينكه انتشار آلبوم «عاشقانهها» با استقبال زياد مخاطبان مواجه شده است، اظهار داشت: «عاشقانهها»كه شامل 3 كاست و 2CD است در دستگاههاي شور، اصفهان، چهارگاه، ابوعطا و دشتي كار شده كه از طريق انتشارات«آواي باربد» در بازار موسيقي منتشر شده است.
منبع : فارس
جليل شهناز، از بيمارستان مرخص شد
جليل شهناز نوازنده بزرگ تار كه به علت بيماري قلبي در بيمارستان پارس بستري بود امروز مرخص شد.جليل شهناز كه به دليل عرضه قلبي و عفونت مثانه از 21 دي در بيمارستان پارس بستري بود، امروز با اجازه پزشكان مرخص ميشود.
صديقه شهناز همسر استاد با تاييد اين خبر افزود:« آقاي شهناز از عيد قربان به دليل مشكلات جسمي در بيمارستان بستري شدند. امروز پزشك معالجشان تشخيص دادند كه حالشان بهتر است و دستور ترخيصشان را صادر كردند.»
همسر شهناز با اشاره به اين كه ايشان هنوز هنگام حركت تعادل ندارند و صحبتكردنشان با مشكلاتي همراه است به ميراث خبر گفت:« عليرغم اين دكتر معالجشان تشخيص دادند كه حال عمومي آقاي شهناز خوب است و ميتوانند به منزل بازگردند.»
جليل شهناز متولد 1300 در اصفهان، به تشويق پدر و برادر خود به نوازندگى تار پرداخت، وى به عنوان نوازنده اى صاحب سبك و توانا در عرصه موسيقى ايران خوش درخشيده است. شهناز علاوه بر آشنايى كاملش با ديگر سازها نظير سنتور و تنبك، كمانچه را نيز به زيبايى تمام مى نوازد.
منبع : ميراث خبر
كنسرت محمد رضا درويشي با گروه عبدالقادر مراغي
محمد رضا درويشي از برگزاري كنسرت موسيقي با گروه دوازده نفري عبدالقادر مراغي به سرپرستي خودش خبر داد. اين آهنگساز همچنين گفت: يك گروه 12 نفره براي ساخت موسيقي فيلم و سريال شهر آشوب تشكيل داديم به نام عبدالقادر مراغي كه هدفمان بسط و گسترش آثار موسيقايي عبدالقادر مراغي است.
وي در ادامه افزود: به زودي و پس از پايان يافتن ساخت موسيقي مجموعه تلويزيوني شهر آشوب با اين گروه يك كنسرت خواهيم داد و موسيقي فيلم شهر آشوب را به صورت آلبوم منتشر خواهيم كرد.
اگر در تمام سالن ها كيفيت پخش صدا ضعيف باشد رسما اعتراض مي كنم.
وي درباره صداي همايون شجريان و به كارگيري او به عنوان خواننده گفت: همايون بهترين كسي بود كه مي توانستم براي اجراي اين قطعات به پيچيده انتخاب كنم او سه ماه گوشش را حبس كرده بود تا اين كار را اجرا كند.
منبع : ايلنا