X
تبلیغات
آوای ایرانی

آوای ایرانی

(هر دلي از سوز ما آگاه نيست غير را در خلوت ما راه نيست )

خبر

 

پويان آزاده، پيانيست به زودي اثر جديد خود را با عنوان ييلاق منتشر مي‌كند.

وي گفت: همه قطعات اين اثر،‌ بيست شاديانه محلي، ايراني است كه با همكاري كيوان پهلوان محقق موسيقي و نوازنده دايره، منتشر مي‌شود.

به گزارش ايسنا، ناشر اين اثر،‌آواي باربد است پويان آزاده پيش از اين چهار سي‌دي را در آلمان منتشر كرده بود كه شامل آثار آهنگسازاني چون فردريك شوپن، بتهوون، باخ و آثار ديگري از جواد معروفي و قطعه‌اي محلي با تنظيم خودش تحت عنوان ... است.

پويان آزاده، فوق‌ ليسانس نوزاندگي موسيقي جهاني از دانشگاه هنر است كه كانديد كشور ايران جهت دريافت جايزه جهاني صلح 2006 يونسكو سازمان ملل متحد است.
 
منبع : ايسنا

علي‌‏رضا افتخاري " خواننده و " سامان احتشامي" نوازنده پيانو آهنگ‌‏ساز ، در تازه‌‏ترين همكاري مشترك خود اقدام به اجراي آوازهاي راست پنجگاه و بيان اصفهان كرده اند.


احتشامي ضمن اعلام اين خبر گفت : هم اكنون مراحل ضبط اين اثر به پايان رسيده است و احتمالا تا دو هفته آينده منتشر خواهد شد.
وي افزود : علاوه بر اين ، مشغول نظارت بر ضبط و چگونگي اجراي رديف هاي" ميرزا عبدالله " و " محمود كريمي" كه توسط دو نفر از شاگردانم "ماني با ستاني پاريزي " و" سينا سليم زاده " در حال اجراست ، هستم.
وي گفت : ضبط قطعاتي براي پيانو ، تمبك كمانچه و دف از ديگر برنامه‌‏هاي من است كه در اين راستا همكاري" مسعود حبيبي " نوازنده دف و "عمران فروزش" تنبك نواز نيز قطعي شده است ، ضمن آن كه بسيار علاقه مندم تا " اردشير كامكار " نوازنده كمانچه نيز در توليد اين اثر مرا ياري كند.



+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1385ساعت 7:1 بعد از ظهر  توسط محمد  | 

خبر

 

كامبيز روشن روان پس از پايان يافتن اعمال اصلاحاتي برروي فيلم « روياي خيس»، ساخت موسيقي متن اين فيلم را آغاز خواهد كرد.

«روياي خيس» پنجمين همكاري كامبيزروشن روان با پوران درخشنده ،در ساخت موسيقي متن است .

گفتني است گروه سازنده فيلم « روياي خيس» آخرين ساخته ي پوران درخشنده،چندي پيش به شمال كشور رفته تا بخشهاي ديگري ازاين فيلم را فيلمبرداري كنند.

اين فيلم براي دريافت مجوز نمايش ، با برخي از اصلاحات روبرو شده وپوران درخشنده به همراه عوامل اصلي اين فيلم همچون فرامرز قريبيان بازيگر اين فيلم به شمال كشور رفته و فيلمبرداري بخشهايي از فيلم را كه قرار است جايگزين صحنه هاي اصلاحيه باشد، آغاز كردند.

به گزارش روابط عمومي فيلم «روياي خيس»، تدوين فيلم توسط بهرام دهقاني صورت گرفته و كار صداگذاري و ميكس توسط محمد حقيقي انجام شده است .در اين فيلم فرامرز فريبيان، همايون ارشادي،‌ شراره دولت‌آبادي، صوفي كياني و بابك انصاري به ايفاي نقش مي‌پردازند. در خلاصه داستان «روياي خيس» آمده است:آرش پسر16 ساله اي است كه پدر و مادرش از هم جدا مي‌شوند و پسرهمراه مادر زندگي مي‌كند و در 16 سالگي به دليل شرايط سخت براي زندگي پيش پدرش مي‌رود. نام موقت فيلم «روياي خيس» است و فيلم‌نامه را درخشنده با همكاري شعله شريعتي به نگارش در آورده است.

منبع : ايسنا

+ نوشته شده در  شنبه سی ام اردیبهشت 1385ساعت 9:13 قبل از ظهر  توسط محمد  | 

گفتگو با ایران خالقی

 
 
                                       
 
 
 
 

فلکي:سرکار خانم خالقي! براي شروع صحبت لطف بفرمائيد شما چطور با ابوالحسن خان صبا آشنا شديد ؟

 

خانم خالقي : يک هنرستاني کلنل علينقي خان وزيري داشت . ( به نام هنرستان عالي موسيقي )  که برادرش، آقاي حسنعلي وزيري در آنجا کلاس نقاشي داير کرده بود . من شاگرد کلاس نقاشي بودم  و در  آنجا نقاشي ياد مي گرفتم. آن وقتها شاگرد کلاس ششم ابتدايي بودم. کلاس نقاشي ما هفته اي دو روز تشکيل مي شد.يکي جمعه ها و يکي يکشنبه ها.من چون به مدرسه ژاندارک مي رفتم روزهاي يکشنبه مدرسه مان تعطيل بود.در اين دو روز به هنرستان مي رفتم و در نتيجه با افرادي که به آنجا رفت و آمد داشتند آشنايي پيدا کردم .کلنل وزيري هم در سالني که در هنرستان بود و تقريبأپانصد نفر جا مي گرفت ،هر هفته کنسرتي براي افراد هنرستان و دانشجويان مي گذاشت .شرکت در اين کنسرتها خودش باعث مي شد که همه با هم آشنا بشوند . در اين هنرستان آقاي صبا بود.آقايان اديبها بودند (محمد حسين خان اديب و مصطفي خان اديب)، روح الله خالقي بود و تعداي ديگر که بعدها همه رفتند.

 

فلکي:در اين زمان صبا در هنرستان درس ميداد يا درس مي خواند؟

 

خانم خالقي: هم درس مي خواند و هم درس مي داد (پيش کلنل درس ميخواند و در هنرستان درس مي داد).يکي از شاگردهاي او مهدي خالدي بود خالدي در مدرسه ي کلنل نبود بعدها شاگرد صبا شد.سازهاي مختلف را عالي مي زد ولي همه را صرفه نظر کرد و در يک کار که همان ويولن بود ثابت ماند. بعد ها که من با خالقي ازدواج کردم صبا به منزل ما مي آمد و هفته ايي دو سه شب منزل ما بود . خيلي به خالقي علاقه داشت . او خودش تعريف مي کرد که من سه تار ميزنم دف مي زنم کمانچه ميزنم (پيش حسين خان کمانچه که معروف بود)،تار پيش درويش خان مي زنم و پيانو مي زنم . اينها جزو کمالات صبا بود .منتها يک ساز (ويولن )را انتخاب کرد.شما اگر سه تارش را هم مي شنيديد مي ديديد به منتها درجه عالي و شسته رفته است(به قول امروزي ها !)بعدها که من با خالقي ازدواج کردم صبا هميشه با خالقي بود و واقعأ عضو لا ينفک خالقي بود.

 

فلکي:صبا و خالقي در هنرستان موسيقي با هم آشنا شدند؟

 

خانم خالقي: بله.خالقي هم شاگرد کلنل بود .خالقي ويولن مي زد. آشنايي من با صبا بعد از ازدواج با خالقي بود .البته پدرم با پدر صبا (کمال السلطنه) خيلي رفيق و دوست بودند، ولي رابطه خانوادگي  نداشتيم . بيشتر روابط بطن مردها و به قول معروف "مردانه"بود البته مادرم نيز با مادر صبا دوست بودند .مادر صبا عمه محسن رئيس بود يا دختر عمو پسر عمو بودند، دقيقأ نمي دانم صبا يک برادر ديگر داشت به نام عبد الحسين صبا مي گفتند خيلي خوب سه تار مي زد.من نشنيده بودم ،ولي من سه تارش را از او خريدم. مي خواستم پيش معروفي (مقصودم موسي خان معروفي پدر جواد معروفي)سه تار بزنم . موسي خان آن را برايم خريد که هنوز هم دارم و نگه داشته ام.

 

فلکي: خالقي در نوشته هاي خودش در همه جا به نيکي و تحسين از صبا ياد کرده است. احساس شخصي و خصوصي خالقي نسبت به صبا چه بود؟


خانم خالقي: بي نهايت براي صبا احترام قائل بود و صبا براي خالقي صبا بود!

 

فلکي:شما هيچ وقت خودتان کلاسي را که صبا درس مي داد رفتيد؟

 

خانم خالقي: نه من کلاس نقاشي مي رفتم . بعدها از چندين سال پيش موسي خان معروفي (پدر اين جواد معروفي ) سه تار مي زدم ،تا وقتي که بچه ها به دنيا آمدند که ديگر آن را هم گذاشتم کنار .خودم درس مي دادم.

 

فلکي :سه تار درس مي داديد يا نقاشي؟

 

خانم خالقي: نخير نقاشي درس مي دادم.

 

فلکي : آن زمان که صبا به هنرستان موسيقي مي رفت و درس مي خواند و درس مي داد هنوز ازدواج نکرده بود؟

 

خانم خالقي: نمي دانم .با صبا از زماني که من با خالقي ازدواج کردم و او هم زن گرفته بود، در يک سيزده به در با هم آشنا شديم.خانمش را آورد معرفي کرد و ما هم با هم آشنا شديم.

 

فلکي :صبا توي عروسي شما بود؟

 

خانم خالقي: نخير نبود .عروسي من خودم بودم و خالقي بود و دو نفر قوم و خويشها بودند،رشيد ياسمي و دائي خودم.

 

فلکي :فرموديد در سيزده به دري با صبا و خانمشان آشنا شديد.

 

خانم خالقي: بله، مادر خانم صبا يک باغي داشت در بالاي شميران نزديک قصر شاه .در آنجا ما دعوت داشتيم .رفتيم آنجا و آشنا شديم با خانم صبا .

 

فلکي:پس آشنايي روابط خانوادگي شما و صبا و معروفي خيلي سريع رشد کرد ؟

 

خانم خالقي : نخير معروفي با ما خيلي کمتر بود.ولي آقاي صبا با ما هفته اي سه شب لااقل خانه ي ما بود .مي رفتند به محل راديوي قديم (در جاده شميران ،بي سيم)و مي آمدند به منزل ما شام مي خوردند و استراحت مي کردند و بعد مي رفتند .خالقي چون صبا را خيلي دوست داشت اين است که بيشتر اوقات را با ما مي گذراند.

 

فلکي: لطفأ قدري از خصوصيات صبا با ما صحبت بفرمائيد.

 

خانم خالقي:صبا خودش درويش بود. صبا به منتها درجه "آقا" بود. به نظر من خدا مردي مانند صبا خلق نکرده است! غير از هنرش (که همه هنري داشت) خيلي نظر بلند و خيلي آقا بود.خيلي دوست و صميمي و کمک کننده بود. هرچه از دستش بر مي آمد براي همه مي کرد. صبا مجموعه اي از محبت و الفت بود . وقتي وارد مجلسي مي شد آنقدر به او محبت مي کردند و احترام مي گذاشتند که حد و مرزي نداشت. در پيش نوازندگاني که بودند صبا واقعأ ممتاز بود. همه صبا را دوست داشتند و به هنرش حرمت مي گذاشتند .شخص صبا آدمي قابل احترام بود.

 

فلکي: شما فرموديد صبا درويش مسلک بود .منظورتان اين است که خلق و خوي درويشي داشت؟

 

خانم خالقي : "درويش " به اين معنا که افتاده و فروتن بود.

 

 فلکي : صبا چه جور لباس مي پوشيد؟!

 

خانم خالقي:مثل همه مردم !کت و شلوار و کروات!صبا به منتها درجه مرتب و منظم بود.حتي در عقايدش .حالا اگر مي شد يا نمي شد آن ديگر مربوط به احوال روز و روزگار مي شود.صبا خيلي راحت مي پوشيد و راحت و راحت بود.

 

 فلکي: اتفاق مي افتاد که شما با خانم صبا و ديگر خانم هاي دوستان هنرمندتان با هم جمع بشويد؟

 

خانم خالقي: نه ديدارهاي ما اغلب به همراه شوهرهامان بود .با خالقي مي رفتم به خانه صبا .گاهي هم با عبدالعلي و خانمش دور هم جمع  مي شديم .در اين ديدارها خانم صبا کمتر شرکت مي کرد.

 

فلکي: قدري هم از خانم صبا براي ما صحبت بفرماييد.

 

خانم خالقي:خانم صبا (خانم منتخب)خانم بسيار فعال و مهربان بود.واقعأ اين زن زندگي صبا را اداره مي کرد.با مادر شوهر و خواهر شوهرشان خيلي روابط خوبي داشت.فوق العاده خانم خوبي بود.بچه هاي خودش را خيلي خوب بزرگ کرد .همه تحصيلات خوب کردند.

 

فلکي: رابطه صبا با خانمش چطور بود؟

 

خانم خالقي: خيلي خوب بود .صبا نمي توانست با کسي بد باشد.صبا خوب بود.صبا را خدا ((خوب))خلق کرده بود.صبا جزو نوادر خداوند عالم بود.من خودم خيلي صبا را دوست داشتم.مؤدب،پاک ،بامحبت و بي نظير بود.تمان اين هنرمندها را که مي بينيد ممکن است هر کس نظري متفاوت با ديگري داشته باشد اما در مورد صبا مطمئنأ همه خواهند گفت((صبا خوب بود.))!

 

فلکي: آيا صبا اهل تعارفات معمول بود؟

 

خانم خالقي: نمي دانم.

 

 فلکي : چند تا بچه داشتند؟

 

خانم خالقي: سه تا دختر دارند. يکي غزاله ،يکي ژاله و يکي هم رکسانا.بچه ها را در اتفاقاتي مثل سيزده بدر و غيره مي ديديم.در همان زمان که صبا بود دختر بزرگش که در پاريس خياطي خوانده بود شنيدم که خياطخانه باز کرده است. خانم صبا اصلأ کارش خياطي یود.خانم منتخب خياطخانه داشت.حالا ديگر از جزئيات کار و بارشان خبر ندارم ولي گويا همه در اروپا هستند.

 

فلکي : در اين جمع شدنهاي جمعي آيا آقايان صبا و خالقي درباره ي موزيک هم صحبت مي کردند؟

 

خانم خالقي: بله اينها همه چيزشان موزيک بود!هر چه بود موزيک بود.

 

فلکي: آيا در اين شبها چيزي هم مي زدند؟

 

خانم خالقي : نه،نه!اگر صبا دلش مي خواست سه تاري مي زد. چه سه تاري! عالي،فوق العاده.

 

فلکي : اگر کسي از صبا مي خواست که بزند...

 

خانم خالقي: هيچ کس جرأت نمي کرد به صبا بگوييد!صبا با ميل خودش  مي زد .اگر دلش مي خواست مي زد.در هر جمعي همه دلشان مي خواست که او دستي به ساز ببرد،ولي کسي جرأت نمي کرد چنيين درخواستي از او بکند.

 

فلکي :در اين نشستهاي خودتان که در هفته صبا با خالقي با هم بودند،باز کسي سازي نمي زد؟

 

خانم خالقي: هر روز که دور هم جمع نمي شديم،صبا و خالقي وقتي از راديو بر مي گشتند صبا مي آمد پيش ما.پيش ما شام مي خوردند و يکي دو ساعتي آنجا بود و بعد مي رفت.خانه هامان خيلي به هم نزديک بود .خانه ي صبا در کوچه ي ظهير الاسلام بود .خانه ما در منتهي عليه سقاخانه قرار داشت(خيابان خانقاء)از اينجا فرض بفرمائيد تا سر خيابان!

 

فلکي:صبا و خالقي در راديو با هم همکار بودند.کارهاي مشترک هم با هم داشتند؟

 

خانم خالقي:هيچ نمي دانم .خالقي و صبا در راديو با هم کار مي کردند. هفته اي يک شب يا دو شب برنامه ي موسيقي راديو بود .آن وقت ها ((ارکستر))نبود.فرض بفرماييد يک تارزن داشتند يک ويولن زن داشتند.

 

فلکي: يک کمانچه زن...

 

خانم خالقي: نه ،کمانچه زن نه!يک نوازنده پيانو داشتند که رهبري آن با خالقي بود.

 

فلکي:از شاگردهاي صبا شما چه کسي را مي شناختيد؟و آيا کسي بود که جاي خالي او را پر کند؟

 

خانم خالقي:مهدي خالدي. صبا شاگرد خوب زياد داشت.ولي خالدي خيلي خوب بود.

 

فلکي:صبا چه جور معلمي بود؟سخت گير بود؟...

 

خانم خالقي:نمي دانم .من که در کلاس موسيقي صبا نبودم. از شاگردهاي او هر چه که مي شنيدم اين بود که همه راضي بودند و دوستش داشتند.

 

فلکي: قدري بيشتر از دوستي خالقي و صبا صحبت بفرماييد.

 

خانم خالقي: يک قسمت از همکاريشان در مدرسه عالي کلنل وزيري بود که بعد ها به هم خورد و جمع شد.بعد راديو تشکيل شد و همه آمدند به راديو.بعد ارکستر هايي داشتند در راديو که برنامه هايي را با هم پخش مي کردند. که صفحاتش هم بود.و آثار ساخته شده اين ارکسترها هم يکي دو بار در هفته از راديو پخش مي شد.و خود من به طور مدام اين موسيقي را ميشنيدم.خالقي و صبا کنسرتهاي زيادي را با هم داشتند. هيچ يادم نمي رود که يک شب قرار بود اينها بروند دربار!خالقي گفت.پرسيدم:دربار، چه طور مي رويد؟!گفت که صبا مي آيد دنبال من .گفت که ارکستر راديو به آنجا مي رود.من لباس خالقي را آماده کردم و او پوشيد و آماده شد.آقاي صبا و حسين تهراني و زرين پنجه آمدند.من ديدم خالقي دارد لباس خودش را در مي آورد !گفتم چه شد؟گفت من دربار برو نيستم !بروم آنجا آنها شام بخورند و من برايشان با ارکستر بزنم!پرسيدم خب حالا چه مي خواهي بکني؟گفت هيچي من نمي روم!بعد هم يک ماشين از دربار فرستاده بودند که آمد و صبا و اعضاء گروه را سوار کرد و برد .ولي خالقي نرفت!

 

فلکي: اين در چه سالي بود؟

 

خانم خالقي:نمي دانم .گويا زماني بود که ملک حسين پادشاه اردن به ايران آمده بود.خالقي اهل موزيک دربار و اين گونه چيزها اصلأ نبود.

 

فلکي: اولين بار که صداي ويولن صبا را شنيديد کجا بود؟

 

خانم خالقي:عرض کنم خدمتتان، خود هنرستان کلنل وزيري جشني داشت و صبا آنجا ويولن مي زد و يک شاگرد ديگري داشتند به نام جواد معروفي. ايشان کوچک بودند. يعني خيلي جوانتر از ديگران بود.عبد العلي وزيري هم مي خواند.در اين جلسه بود که براي اولين بار صداي ويولن صبا را شنيدم.

 

فلکي: و اين جلسه در همان محيط هنرستان کلنل بود؟

 

خانم خالقي: بله،يعني اجازه اجرا در جاي ديگر را نداشتند.کلنل وزيري خيلي در مورد شاگردان خودش سختگير بود.کلنل اجازه نمي داد برنامه در هر جايي اجرا بشود.

 

فلکي: اولين کنسرتي که خالقي رهبر ارکستر بود . صبا هم در آن نوازندگي مي کرد کدام بود؟ يادتان هست؟

 

خانم خالقي:ما يک "کلوپ موزيکال" تشکيل داديم.کساني که دراين کلوپ بودند:آقاي محمد حسين اديب،دکتر حسين گل گلاب ،آقاي سليمان سپانلو (که از شاگردان کلنل بود و تار مي زد)،آقاي عديلي؟؟؟جواد معروفي.اينها بودند که با هم اين کلوپ را تشکيل دادند.اين ها مي آمدند هفته ايي يک شب کنسرت مي دادند براي اعضاء...و هر کس که مي خواست موسيقي خوب گوش کند به کنسرتهاي اين گروه مي آمد.(خانم خالقي عکس کنسرتي که در قاب دارند نشان مي دهند)ملاحظه بفرماييد آقاي خالقي ، بنان،اقاي صبا،مهدي زرين پنجه ،تاجبخش،آقاي ميرنقيبي (که ويولن ميزد)، آقاي محمود ذوالفنون(که الان در آمريکاست)،حسين ملاح(خواهر زاده کلنل است.)،جواد معروفي (پيانيست).اينها بودند در همين ارکستر کلوپ موزيکال. اين در يکي از شبهاي کلوپ موزيکال است . اين ها تقريبأ اعضاء اين ارکستر را تشکيل مي دادند.

 

فلکي: براي اين کنسرتها چه تعداد تماشاچي حاضر مي شد،دويست نفر مي آمدند؟

 

خانم خالقي:خيلي بيشتر .يک تعداد کارت مجاني مي دادند به اعضاء کلوپ و آنهايي هم که مي خواستند بخرندگاهي پيدا نمي کردند.سالنشان حدودأ پانصد نفر جا مي گرفت.

 

فلکي: کجا جمع مي شدند؟

 

 خانم خالقي:يک خانه ايي داشت آقاي سليمان سپانلو.اين را اعضاء کلوپ اجاره کردند.در آنجا برنامه هاي خودشان را تشکيل مي دادند. تابستان توي حياط،زمستان هم در سالن.اين ((کلوپ))تشکيلاتي بود که در آن تمام موزيسينها دور هم جمع مي شدند.اظهار عقيده مي کردند.کلاسهايي که داشتيم کلاسهاي همه نوع سازي بود .يک هيئت مديره داشت متشکل از:آقاي دکتر گل گلاب،آقاي محمد حسين اديب،آقاي سليمان سپانلو...و تعداي از سران قوم!

 

فلکي:خانم خالقي،وقتي که صبا فوت کرد،آيا شما در مراسم خاکسپاري او شرکت کرديد؟

 

خانم خالقي: بله،من در تمام مراسم شرکت کردم و تا چهلم صبا سياه پوشيدم.

 

فلکي: آقاي خالقي چه احساسي داشتند؟

خانم خالقي:خيلي متأثر بود.بينهايت.خالقي آدم متظاهري نبود.هيچ وقت تظاهر نمي کرد.موقعي که صبا فوت کرد يادم مي آيد خالقي يک روز تمام اصلأ با هيچ کس حرف نزد.از ظهير الدوله که برگشتيم و آمديم به خانه خودمان ،عبدالعلي وزيري هم با ما آمد،خالقي همين طور نگاه مي کرد و مي گفت" نمي دانم ،صبا مجموعه ي هنر بود ،همه چيز بود ."

 

فلکي:خانم خالقي عزيز! با سپاس فراوان از فرصتي که به دفتر هنر داديد

 

منبع : مجله دفتر هنر - ایالات متحده آمریکا

+ نوشته شده در  شنبه سی ام اردیبهشت 1385ساعت 9:5 قبل از ظهر  توسط محمد  | 

اخبار

 

گروه كر نوري در سالن رودكي كنسرت مي‌دهد

 

گروه كر «محمد نوري» به سرپرستي «عليرضا شفقي‌نژاد» 27 تا 30 ارديبهشت ماه در سالن رودكي به اجراي برنامه مي‌پردازند.

عليرضا شفقي‌نژاد با اعلام اين خبر گفت: در اين برنامه كه در دو بخش برگزار مي‌شود قطعاتي چون مس تاج گذاري و مس گنجشك‌ها از موتزارت، قطعاتي از دوره باروك و چند قطعه ايراني و فولكلور را اجرا خواهيم كرد؛ همچنين در اين فكر هستيم كه بعد از اين اجرا كنسرتي را نيز به همراه اركستر و به خوانندگي«محمدنوري» برگزار كنيم.

لازم به ذكر است: كنسرت گروه كر نوري به سرپرستي «عليرضا شفقي نژاد» 27 تا 30 ارديبهشت ماه در سالن رودكي برگزار مي‌شود .

 

منبع : فارس


 

کنسرت اركستر سمفونيك تهران در تالار وحدت

 

اركسترسمفونيك تهران احتمالا در روزهاي 4و 5 خرداد در تالار وحدت اجراي برنامه خواهد داشت.

نادرمشايخي رهبر اين اركستر با اعلام اين خبر با حضور در غرفه اين خبرگزاري همزمان با نمايشگاه مطبوعات و خبرگزاري ها گفت: در اركستر سمفونيک نوازنده‌هاي واقعا با استعداد و علاقمندي حضور دارند كه از 80 نفر آنها بيش از 50 نفرشان زير سي سال هستند و در واقع درصد زيادي از اعضاي اركستر را جوانان تشكيل مي‌دهند.

وي برآوردن دو انگيزه را مهمترين كار براي گروهش دانست واظهارداشت: اول انگيزه مالي كه بايد برايش فكر شود تا حقوق درستي بگيرند تا بتوانند درست زندگي كنند و بعد انگيزه معنوي كه اميدوارم من بتوانم آن انگيزه را ايجاد كنم.

اين آهنگساز كه به همراه پدرش جمشيد مشايخي درغرفه ي ايسنا حضور داشت با بيان اينكه درتلاش هستيم تا اركستر سمفونيك تهران را نيمه خصوصي كنيم تصريح كرد: اين كار در حال انجام شدن است و اميدوارم در طول سال آينده بتوانيم موفقيت‌هايي را در اين زمينه كسب كنيم تا بتوانيم اركستر را به خود كفايي يا نيمه خودكفايي برسانيم.

وي در خاتمه صحبت‌هايش با اشاره به اهميت ايسنا در عرصه ي اطلاع‌رساني كشور گفت: وجود ايسنا براي حوزه فرهنگ و هنر بسيار مهم است و به نظر من مهمترين شاخصه مهم درباره اين خبرگزاري طرف بودن آدم با جوانان است. .

 

منبع : ایسنا


 

فاضل جمشیدی از خانه موسیقی رفت

 

فاضل جمشيدي، معاون اجرايي و بازرگاني خانه موسيقي خبر از استعفاي خود از اين سمت داد.

جمشيدي درباره دلايل استعفاي خود از اين سمت، گفت: طي چهار - پنج سال گذشته با حداقل امكانات كار كرديم و به لطف خدا و موسيقي‌دانان خوب كشورمان به موقعيتهاي متعددي دراين مجموعه دست يافتيم، به طوريكه در همين زمان اندك موفق به سامان‌دهي اطلاعات هنرمندان، شكل‌گيري مجامع كانونهاي هشت گانه تخصصي، مسائل رفاهي، بيمه و... هنرمندان اين حوزه شديم.

وي گفت: در يك دوره نسبتا طولاني فشارهاي زيادي بر ما وارد بود كه با وجود تمام آنها ساختيم و به كار خود ادامه داديم، اما در اين ميان آنچه بيش از همه من را رنج داد ناسپاسي و ناشكري برخي از دوستان بود، كه نهايتا منجر به اين شد كه بعد از اين دوره طولاني احساس خستگي كنم.

فاضل جمشيدي اضافه كرد: خداوند آنقدر به ما نعمت داده است كه بتوانيم با همين امكانات كم براي هنرمندان، مسئولان و مردم فرهنگ دوستمان كارهاي بزرگ انجام دهيم ولي ناسپاسي‌هاي برخي از دوستان وهنرمندان باعث مي شد تا تصميم به كناره‌گيري از اين سمت بگيريم.

وي در پايان خاطرنشان كرد: با نظر اعضاي هيات مديره و مدير عامل خانه موسيقي در حال حاضر به عنوان مشاور اين مجموعه فعاليت دارم.

 

منبع : ایسنا


 

گفتگو با بهنام سامانی ، طراح ساز جدید اودو- ضربانگ:ساز چهاركاره 

هوشنگ سامانی

 

                بهنام سامانی ب ج۴

"بهنام سامانی" یکی از اعضای گروه دستان ، ساز جدید "اودو- ضربانگ" را در آلمان به ثبت رسانده است. به اين بهانه گفت و گويی با وي كرده ايم كه مي خوانيد.

-آقای سامانی !خیلی ساده بفرمایید چرا "اودو"؟

 

* برای اینکه ریشه اصلی این ساز از یک ساز آفریقایی به همین نام گرفته شده است. زنان در نیجریه از یک کوزه که سوراخی در گلویش ایجاد کرده اند، به منظور ارتباط با ارواح در گذشتگان خود بهره می برند. به این صورت که این کوزه تک سوراخه را به غار برده و در آنجا شروع به نواختن می کنند. فضای آکوستیک غار نیز برای تشدید صدای کوزه به نوازنده خیلی کمک می کند تا حس وحال خوبی بدست آورد. در آنجا به این کوزه "اودو" می گویند و چون به همین نام در دنیای خارج شناخته شده است، نوع تغییر یافته آن را که بنده به کمک شرکت آلمانی "شلاک ورگ" تهیه کرده ام، "اودو- ضربانگ" ناميدم زیرا تفاوت های زیادی با نمونه آفريقايي دارد.



- آیا بهتر نبود از یک واژه مناسب فارسی برای نام گذاری آن استفاده می کردید؟

*عرض کردم این ساز با نام اودو دراروپا و آمریکا شناخته شده است . به طوری که شرکت سازنده آن "شلاک ورگ" نیز قبول نمی کرد نام دیگری برای آن بگذاریم. زیرا در آنصورت برای فروش با مشکل مواجه می شد. یعنی باید ساز جدیدرا با نام جدید در دنیا معرفی می کرد که طبیعتاً زمان زیادی می برد.

 

ساز بهنام سامانی ب ۴                                   

    

- آقای سامانی ! ما سئوالها را به ترتیب از آخر به اول طرح می کنیم!! حال بفرمایید اصولاً اودو چگونه سازی است و چه قابلیت هایی دارد؟

 

* من هم ناچارم ابتدا پاسخ پرسشی را بدهم که هنوز از من نپرسیده اید!!! در طول بیست سالی که از ایران مهاجرت کرده ام، با نوازندگان کوبه ای دیگر کشورها آشنا شدم. نوازندگانی از آمریکای لاتین، آفریقا، هند و کشورهای عربی که هر یک سازهای کوبه ای منطقه خود را به بهترین شکل می نوازند. من تا حد امکان سازهای کوبه ای دیگر فرهنگ ها را نواخته ام و خیلی هم از آن لذت می برم ولی وقتی فکر می کنم می بینم هر چقدر هم خوب طبلا بزنم، هیچ گاه مثل یک نوازنده هندی نخواهم شد. پس باید سازی را دنبال کنم که تا حد امکان به فرهنگ موسیقی خودمان نزدیک باشد. من علاوه بر تنبک و دف که ساز تخصصی ام هستند ،همیشه دنبال صدایی آشنا و در عین حال جدید می گشتم. از طرفی در حدود 10 سال با یک ساز اودوی آفریقایی که تنها یک سوراخ داشت و بیشتر شبیه تخم مرغ بود، کار کردم. در طول چهار پنج سال اخیر مدام فکر می کردم  که آیا می شود ازاین کوزه ساده صداهای دیگری هم تولید کرد و به این ترتیب به ذهنم رسید یک قطعه پوست به بدنه کوزه یا همان اودو اضافه کنم تا حالتی شبیه به تنبک خودمان داشته باشد. کم کم فکر کردم اگر یک سوراخ دیگر یا به قول دوست افغانی ام حکیم لودین، یک غار دیگر به آن اضافه کنم، با صدای متنوع تری روبرو خواهم شد. یعنی وقتی هر دو سوراخ باز باشند، یک صدا می شنویم، وقتی یکی از آنها را با دست بگیریم، صدای دیگری تولیدمی شود و اگر هر دو سوراخ را بگیریم صدای سوم تولید خواهد شد. در ضمن همزمان با اینکارها می توان با نواخت بر روی پوست، صداهای جالبی ایجاد کرد.

 

این تغییرات را خودتان شخصاً اعمال کردید؟

 

* خیر در آلمان شرکت های سازنده آلات موسیقی معمولاً این کارها را می پذیرند. یعنی اگر مطمئن باشد طرح پیشنهادی، آینده قابل قبولی دارد، در آن سرمایه گذاری می کنند. من وقتی طرح "اودو-ضربانگ" را به شرکت "شلاک ورگ" دادم ابتدا نپذیرفتند. بعد از طریق دوست خوبم، حکیم لودین که یکی از سرشناس ترین نوازندگان سازهای کوبه ای در اروپاست، توانستم مدیران شرکت را متقاعد کنم تا در خصوص طراحی و ساخت "اودو- ضربانگ" سرمایه گذاری کنند. نکته جالب توجه اینکه وقتی نمونه اولیه ساخته شد، آنها از من خواستند تا کیفیت نمونه را ارزیابی کنم و چون مورد تایید من قرار نگرفت ، ساز را همانجا شکستند. آنها می گفتند تا زمانی که نمونه ساخته شده مورد تایید طراح و نوازنده ساز قرار نگیرد، اجازه خروج ساز از کارخانه را صادر نخواهد کرد، زیرا مایل نیستند کالای بی کیفیت به نام شرکت "شلاک ورگ" بیرون بیاید.

 

- الان چند ساز را در یک ساز جمع کرده اید؟

 

*اردو- ضربانگ در حال حاضر تلفیقی از چهار ساز مختلف است . یکی صدای روی پوست که یادآور تمپوی عربی است. دوم صدای یک ساز کوبه ای هند به نام کنجیره، سوم صدای تنبک ایرانی و چهارم همان صدای اصلی اودو که از آفریقا آمده است

 

- با توجه به اینکه هر یک از سازهای نام برده، تکنیک نوازندگی خاص خود را می طلبد، بفرمایید تکلیف نوازنده "اودو- ضربانگ" چیست؟

 

* صحبت شرکت سازنده نیز همین بود که این ساز چگونه نواخته می شود. وقتی من يك مقدار برایشان نواختم، آنها علاقه مندی بیشتری نشان دادند تا کار به انجام برسد. به هرحال کسانی می توانند به نحو شایسته ای بااین ساز کار کنند که به نوازندگی چند ساز تسلط داشته باشند. یعنی همان سازهایی که نام بردم، تمپوی عربی، تنبک ایرانی، کنجیره هندی و اودوی آفریقایی. با این وجود من قصد دارم در آینده نزدیک یک دستور آموزشی برای آن چاپ کنم

 

- آیا تاکنون ضبط حرفه ای و کاربردی با "اودو- ضربانگ" داشته اید؟

 

* بله، در کنسرت سال گذشته گروه دستان با خانم پریسا، از این ساز هم استفاده کرده ام. CD کار در اروپا منتشر شده است ولی متاسفانه در ایران قابل انتشار نیست. علاوه بر این، در ضبط یک کار محلی بختیاری به نام "مرزنگ" مشارکت داشتم که در آنجا هم از "اودو-ضربانگ" استفاده شده است. خوشبختانه این اثر، اوايل تابستان به بازار می آید و هموطنان می توانند با بخشی از قابلیتهای "اودو- ضربانگ" آشنا شوند. از طرفي، تيرماه امسال قرار است به اتفاق گروه دستان در كاخ نياوران كنسرتي بدهيم و من قصد دارم آنجا از اودو-ضربانگ استفاده كنم.

 

منبع : هنر و موسیقی

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1385ساعت 4:27 بعد از ظهر  توسط محمد  | 

خبر

 

گزارشی از جشن سالروز تولد استاد بنان

وقتی صحبت از برگزاری مجلس یادبود و یا بزرگداشت مقام هنری و یا سالروز تولد یکی از هنرمندان می شود، همگان آنگونه مراسم هایی را به یاد می آورند که از طرف نهادهای منتصب به دولت برگزار می شود . اما مراسم سالروز تولد استاد غلام حسین بنان ، استاد آواز و به قول زنده یاد رهی معیری "صدا مخملی" ایران، شبیه هیچ مراسمی نبود .

دیروز به همت جمعی از دوستداران فرهنگ و هنر ایران، مراسم سالروز تولد استاد بنان با حضور پری بنان و همچنین استادان برجسته فرهنگ و هنر در فرهنگسرای فردوس برگزار شد .

استاد همایون خرم، که سخنران اصلی این مراسم بود از استاد بنان به عنوان یکی از چهار شخصیتی نام برد که مقامش چنان است که وی حاضر است در هر کجا و در هر وضعیتی باشد، افتخار سخنوری در مورد ایشان را با کمال میل پذیرا شود . آن سه شخصیت دیگر به روایت مهندس خرم، کلنل علینقی خان وزیری، استاد ابوالحسن صبا و روح الله خالقی هستند .

                        پری بنان و مهندس همایون خرم

غلامحسین بنان، نوه "میرزا فضل الله خان مستوفی نوری" و فرزند "کریم خان بنان الدوله" از معدود هنرمندان عرصه موسیقی بود که از نظر سطح زندگی در رفاه کامل بود . مهندس همایون خرم در این باره گفت :

"محیط زندگی بنان ، تا جایی برخوردار از نعمت و رفاه بود که در زمانی که ادوات موسیقی در کمتر خانه ای یافت می شد، بنان چند دستگاه پیانو و ارگ در اختیار داشت و مشغول فراگیری موسیقی بود ."

استاد همایون خرم، در مورد اینکه چگونه استعداد بنان کشف و شکوفا شد گفت :

استاد "مرتضی خان نی داود" نخستین کسی است که به استعداد "غلامحسن بنان" در زمینه موسیقی و آواز پی برد . کنزل "بنان الدوله" همیشه محفل هنرمندان نامدار بود. یک شب که گروهی از موسیقی دانانت نامدار آن زمان در منزل "بنان الدوله" بودند، غلامحسن بنان که آن زمان 6 سال داشت، به پیشنهاد مادرش و موافقت پدرش، تصنیفی را می نوازد و می خواند . از این موقع بود که "مرتضی خان نی داود" به استعداد بنان پی می برد و بدینگونه حرکت رو به رشد بنان آغاز می شود .

به گفته مهندس همایون خرم، بنان کسی بود که شعر و آهنگ و همچنین تلفیق این دو را به خوبی درک و به زیبایی اجرا می کرده است و در شناخت شعر بسیار منحصر بفرد بوده است و می دانسته که هر شعری را در چه دستگاهی بخواند .

در ادامه مهندس همایون خرم به نقل خاطره ای از استاد بنان با این مضمون پرداخت :

"روزی كه بنان با عبدالعلی وزيری جهت امتحان به راديو می روند در دفتر روح اله خالقی ، ابوالحسن صبا هم نشسته بوده،از بنان می خواهند كه برای ايشان قطعه ای بخواند و او « درآمد سه گاه» را آغازمی كند و صبا هم با ويلن او را همراهی می كند. هنوز « درآمد» تمام نشده بود كه خالقی به صبا می گويد : "شما نواختن ويولن را قطع كنيد" و به بنان اشاره می كند «گوشه حصار» را بخواند و بنان بدون اندک مكثی ، با چنان مهارت واستادی « درآمد حصار» را می خواند و به «سه گاه» فرود می آيد كه روح اله خالقی بی اختيار برخاسته و او را در آغوش گرفته و می بوسد و آينده وی را در هنر آواز درخشان پيش بينی می كند.

در قسمتی از برنامه سالار عقیلی، خوانندهٔ جوان موسیقی سنتی ایرانی به همراه همسرش، حریر عقیلی نوازنده پیانو و آرش فرهنگ فر، نوازنده تنبک به اجرای قطعات و تصنیف هایی از استاد بنان پرداختند، از جمله تصنیفی با این مطلع " یاد باد آن همدلی و آن همدمی و آن همرهی / ساز محجوبی و آواز بنان، شعر رهی" که تحسین حاضران را برانگیخت . حریر عقیلی از شاگردان فخری ملکپور ،تنها شاگرد بازمانده زنده یاد مرتضی خان محجوبی است .

سالار عقیلی در تابستان امسال همراه با گروه "دستان" به سرپرستی حمید متبسم نوازنده چیره دست تار برنامه ای در کاخ نیاوران اجرا خواهد کرد . وی یک آلبوم در چهارگاه و همایون به آهنگسازی حمید متبسم و کلام شفیعی کدکنی هم در دست تهیه دارد که به زودی منتشر خواهد شد .

                         

در اواخر برنامه نیز این بار نوای تار فریدون حافظی نیز با آوای سالار عقیلی ، پیاونوی حریر عقیلی و تنبک آرش فرهنگ فر درآمیخت و به زیبایی ترانه "بخت بیدار" ، از آثار جاودانه استاد بنان را اجرا کردند . فریدون حافظی با اینکه سالهای کهولت خود را می گذراند، با قدرت و تسلط کامل زخمه بر سیمهای تار میزد که بارها مورد تحسین حاضران قرار گرفت .

پری بنان هم در پایان مراسم به روی صحنه آمد و با خواندن متنی، از همه برگزارکنندگان و همچنین علاقمندانی که به این مراسم آمده بودند تقدیر و تشکر کرد و گفت : " بنان را در گوشه گوشه این مجلس حس می کنم . بالاترین افتخار بنان این بود که خود را جدا از مردم نمی دانست ."

در حاشیه مراسم :

* برگزار کننده این مراسم خانم شیرین حیات بخش بودند که تا کنون چندین مراسم به مناسبتهای مختلف برای هنرمندان عرصه موسیقی برگزار کرده اند . وی خواهر زاده استاد شهریار است .

* شیرین حیات بخش از پری بنان به عنوان "الهه ناز" بنان نام برد که مورد توجه حاضران قرار گرفت .

* دکتر احمدی، رئیس بنیاد حافظان فرهنگ و هنر ایران طی سخنانی در این مراسم گفت که قرار است به زودی 25 نوار از سخنرانی های مهندس همایون خرم در کشور کانادا منتشر بشود ولی نگفتند که چرا این نوارها در ایران منتشر نمی شود !!

* به گفته شیرین حیات بخش، وی از هم اکنون در تدارک این است که به مناسبت سالروز تولد مهندس همایون خرم، مراسمی برگزار کند .

* از نکات جالب این مراسم، اجرای تصنیف "الهه ناز" بود که هنرمندی 8 ساله با نام میلاد موسوی آنرا با ارگ اجرا کرد که مورد تقدیر "پری بنان" قرار گرفت . این هنرمند 8 ساله در پایان مراسم سرود "ای ایران" را نیز اجرا کرد .

* قرار بود دختر "حسین خان گل گلاب" هم در این مراسم حضور داشته باشد که به علت اینکه در مسافرت بود، نتوانست حضور یابد .

* از نقایص این مراسم، طولانی بودن ان بود که بعضا خستگی حاضران را به دنبال داشت . مراسم از ساعت 6 عصر آغاز شد و تا ساعت 11 شب ادامه داشت .

* پری بنان در سخنانی که در پایان مراسم ایراد کرد از مهندس همایون خرم، فریدون حافظی، سالار و حریر عقیلی و شیرین حیات بخش تقدیر و تشکر ویژه بعمل آورد .

منبع : هنر و موسیقی


 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1385ساعت 1:37 بعد از ظهر  توسط محمد  | 

خبر(12/2/85)

 

کنسرت هنرجویان موسیقی هنرستان سوره

کنسرت هنرجویان موسیقی هنرستان سوره در روز چهارشنبه 13 اردیبهشت ماه ساعت 17:30در فرهنگسرای هنر برگزار می گردد.

این کنسرت شامل اجرای قطعات متنوعی از آثار آهنگسازان موسیقی کلاسیک غرب و موسیقی سنتی ایرانی به صورت تکنواز یا گروه نوازی می باشد که تماما توسط هنرجویان شاغل به تحصیل در این هنرستان اجرا می گردد.

در بخش کلاسیک غربی چند قطعه ی کوتاه تکنوازی پیانو مانند روندو از سونات پیانوی "پاته تیک" اثر بتهوون، اتود انقلابی اثر شوپن ... ، سرناد (تنظیم شده برای ویولن و پیانو) اثر شوبرت و سوناتی از گئورگ فیلیپ تلمان برای ریکوردر و ویولن و پیانو اجرا خواهد شد.

در بخش موسیقی ایرانی نیز قطعات گوناگونی شامل تکنوازی تار، سه تار، نی، و ... از آثار آهنگسازان قدیم و جدید ایران و نیز گروه نوازی تمبک به اجرا در خواهد آمد.

سپس نوبت به بخش اصلی و پایانی این برنامه یعنی ارکستر سنتی می رسد که به اجرای برنامه ای در آواز بیات اصفهان می پردازند. این قسمت شامل پیش درآمد، آواز، چهارمضراب، ضربی، رنگ و تصنیف معروف "بت چین" از علی اکبر شیدا می باشد.

لازم به ذکر است که هنرستان موسیقی سوره از سال اول دبیرستان هنرجو می پذیرد و بسیاری از نوازندگان این کنسرت (که شامل دانش آموزان سالهای اول تا سوم می باشند) وقتی وارد این هنرستان شدند هرگز با سازی که در این کنسرت به اجرای آن می پردازند آشنایی نداشته اند.

گفتنی است که در پایان این برنامه استاد پرویز منصوری موسیقیدان و معلم پیش کسوت موسیقی که اکنون در ایران به سر می برد با هنرجویان سخن خواهد گفت.


                                             

کنسرت کیوان ساکت و گروه همراه در فرهنگسرای قانون

کیوان ساکت به همراه گروهی از نوازندگان 21 اردیبهشت در فرهنگسرای قانون کنسرت می دهد.

 این کنسرت ساعت 17 در تالار ابن سینا و در سه بخش برگزار می شود. در بخش نخست جمع زیادی از هنرجویان ممتازبه اجرای موسیقی می پردازند .همچنین درادامه همین بخش گروهی از نوازندگان به سرپرستی "حشمت اله عطایی" قطعاتی از ساخته های کیوان ساکت را اجرا می کنند. هنرمندانی چون بهنام ابوالقاسم،نوید مصطفی پور، احمد مستنبط،مجید ناظم پور، بهنام ابوالقاسم، سیاوش پورفضلی،فریبرز جعفری، رضا مهینی، سهیل حکمت آرا و کیارش ساکت به اجرای تکنوازی و گروه نوازی موسیقی خواهند پرداخت. در پایان مراسم هم کیوان ساکت به اجرای دو نوازی تار و پیانو خواهد پرداخت.

منبع : مهر


+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1385ساعت 8:56 قبل از ظهر  توسط محمد  | 

خبر (11/2/85)

 

گروه موسیقی ذوالفنون 19 اردیبهشت ماه در دانشگاه تهران کنسرت می دهد .

گروه ذوالفنون که قرار بود 12 اردیبهشت به مناسبت روز معلم در دانشگاه تهران کنسرت دهد ، برنامه خود را به 19 اردیبهشت موکول کردند.

این کنسرت در تالار ابن سینای دانشکده پزشکی دانشگاه تهران در دو بخش "شور " و" ابوعطا" برگزار می شود.

قطعاتی چون "قصد جفا" و "غریبانه " در بیات ترک و "وقت طرب " و "دولت عشق " در دستگاه شور از جمله قطعاتی است که در این  اجرا  نواخته می شود.


نوازندگانی چون سروش قهرمانلو (سه تار)،آرش زنگنه(دف) و بامداد فلاحتیبه عنوان خواننده نوای سه تار جلال ذوالفنون را همراهی می کنند.

منبع : مهر


مراسم نکوداشت زادروز غلامحسین بنان امروز برگزار می شود 

(۱۱/۲/۸۵)

مراسم نود و پنجمین سال تولد "غلامحسن بنان" ، خواننده شهیر موسیقی ایرانی ، با حضور استادان موسیقی فردا ساعت 17 در فرهنگسرای فردوس برگزار می شود.

 در این مراسم که با حضور همسر بنان و نوازندگان و خوانندگان موسیقی ایرانی برگزار می شود همایون خرم سخنرانی خواهد کرد. همچنین فریدون حافظی ، نوازنده تار و آرش فرهنگفر، نوازنده تنبک به همنوازی می پردازند ودر بخش دیگری از این مراسم سالار عقیلی با همراهی پیانوی همسرش به اجرای آواز خواهد پرداخت.

منبع : مهر

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1385ساعت 10:47 قبل از ظهر  توسط محمد  | 

تنهایی

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم اردیبهشت 1385ساعت 11:55 قبل از ظهر  توسط محمد  | 

خبر

 

اركستر سمفونيك تهران، از هفته آينده تمرينات خود را براي اجراي كنسرت در اواخر ارديبهشت ماه، با رهبر تازه خود نادر مشايخي آغاز مي كند.


 مشايخي كه براي رهبري اركستر سمفونيك تهران از سوي دفتر موسيقي ارشاد انتخاب شده است، از شنبه، هشتم ارديبهشت ماه تمرينات خود با اركستر سمفونيك آغاز مي كند. اين اركستر اواخر ارديبهشت ماه در تالار وحدت نخستين اجراي سال جديد را برگزار مي كند. در اين كنسرت، سه قطعه از موتزارت، قطعه 1812 چايكوفسكي و پيتر و گرگ از سركفيئس اجرا مي شود. البته شوراي عالي سياست گذاري فردا، ششم ارديبهشت ماه در اولين جلسه سال جديد خود، نظر كارشناسي ورسمي خود را درباره رهبري اركستر توسط نادر مشايخي اعلام مي كند. نادر مشايخي درباره اداره اركستر سمفونيك به ميراث خبر گفت: «پيش از همه براي اركستر يك فصل هنري تعريف مي كنيم كه اولين فصل هنري اركستر از پاييز امسال آغاز مي شود و تا خرداد سال اينده ادامه دارد. در هر فصل هنري اركستر برنامه ها و اجراهاي متعددي خواهد داشت. قطعات طوري انتخاب مي شوند كه در هر فصل دور يك آهنگساز بچرخد و روي آن متمركز باشد. همچنين اركستر با موسيقي ايراني همراهي مي كند. البته نه در فرم و قالبي كه اركستر موسيقي ملي به آن مي پردازد.» مشايخي ادامه داد: «اجراي آثار آهنگسازان ايراني در كنسرت هاي داخل و خارج از كشور و معرفي اين آهنگسازان از برنامه هاي ديگر ماست.» مشايخي همچنين از پنج طرح اجرايي در هر فصل هنري صحبت كرد و گفت: «علاوه بر اجراي كنسرت برنامه هاي ديگري هم براي نوازندگان و علاقمندان به اركستر داريم كه به زودي اعلام مي شود.» پس از درگذشت مرحوم ناصري، علي رهبري به ايران آمد تا رهبري اركستر را بر عهده بگيرد. اما به دليل اختلافاتي كه در ادامه كار ميان رهبري و دفتر موسيقي ارشاد به وجود آمد، ايران را ترك كرد. نادر مشايخي پيش از انقلاب براي ادامه تحصيلات در رشته آهنگسازي و رهبري اركستر، از ايران رفت . او پس از آن اركستري با عنوان «وين 2001» تشكيل داده و آن را سرپرستي و رهبري كرد . او چهار سال پيش نيز اركستر سمفونيك تهران را رهبري كرده بود .

منبع : ميراث فرهنگي


خواننده سرود جام جهانى تاجيك است نه عصار!! 

 
متوليان اجراى آهنگ ايران در جام جهانى فوتبال روزبه روز بيشتر مى شوند. يك روز مى شنويم محمدرضا شجريان آن را مى خواند، يك روز عليرضا عصار، يك روز بنيامين، يك روز پاواروتى و يك روز تام ويتس. تازه امروز با مراجعه به سايت فدراسيون فوتبال فهميده ايم كه خواندن سرود ملى كار پاواروتى نيست چرا كه او قرار است بعد از وعده هاى فراوان بالاخره خود را از خواندن بازنشت كند. در سايت فدراسيون فوتبال مى توانيم جامعه موسيقى و فوتبال دوست را از بلاتكليفى درآوريم. سرود ملى ايران در جام جهانى را امير تاجيك با آهنگ بهزاد عبدى و شعر على معلم خواهد خواند.اينكه عليرضا عصار سرود ملى را بر روى آهنگ شهرداد روحانى مى خواند و اين آهنگ در دستگاه همايون اجرا مى شود، خبر درستى نيست. آنان قرار است آهنگى را به سفارش ايران خودرو براى تيم ملى ضبط كنند و اين آهنگ در جام جهانى آلمان اجرا نمى شود.در عوض سرود ملى ايران را كه نام بلندى هم دارد، با اجراى اركستر سمفونى ۷۰ نفرى كى يف ضبط شده و اركستر سمفونى برلين آن را در روزهاى برگزارى جام جهانى در آلمان اجرا خواهد كرد. عنوان آن هم اين است: عزم و ايمان، فخر و آوازه است آنك/ مرد و ميدان، توپ و دروازه است آنكاين آهنگساز از امير تاجيك مى گويد: «از چند هفته ديگر و قبل از شروع جام جهانى به صورت كليپ از تلويزيون ايران پخش مى شود و بعد از اين رويداد هم به صورت سى دى به همراه آهنگ هاى ۳۲ كشور شركت كننده در جام جهانى منتشر خواهد شد.»

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم اردیبهشت 1385ساعت 10:43 قبل از ظهر  توسط محمد  | 

مجلس یادبود زنده یاد علی تجویدی

 

گزارش کامل مجلس یادبود زنده یاد علی تجویدی

مراسم یابود زنده یاد استاد علی تجویدی ، آهنگساز و نوازنده چیره دست ویولن ، عصر روز سه شنبه در تالار وحدت ، با حضور اصحاب فرهنگ و هنر و خیل عظیم مشتاقان هنر پارسی برگزار شد .

این مراسم که طبق معمول و بسان مراسم های مشابه پیشین با تاخیر آغاز گردید ، شامل هنر نمایی نوازندگان و خوانندگان و سخنرانی تنی چند از استادان موسیقی بود .

نواختن قطعاتی در دستگاه سه گاه توسط بهرنگ آزاده بر اساس بداهه نوازی های استاد علی تجویدی ، از جمله قطعه خاطره انگیز "صبرم عطا کن" که خانم حمیرا آنرا در قبل از انقلاب بر اساس شعری از زنده یاد رهی معیری خوانده است ، آغاز گر این مراسم بود .

                         مهندس همایون خرم - عکس از ایرنا

سخنران اصلی این مراسم مهندس همایون خرم بود . وی گفت : تمام استقبال هایی که از یک هنرمند ، چه در زمان حیات اهل دل و اهل موسیقی و چه بعد از بین رفتن ظاهری ایشان ، به نظر من وجود آن آتشی است که در حقیقت در دل یک هنرمند شعله ور می شود که در واقع تداعی کننده این بیت حافظ است که می فرماید : "از آن بـه دیر مـغانـم عزیز می‌دارند / کـه آتشی که نمیرد همیشه در دل ماست" ، و واقعا این آتش در دل تجویدی و تجویدی ها وجود داشت و در واقع همین آتش است که او و امثال او را زنده نگه می دارد و در حقیقت آنها را خالق چنین آهنگها و آثار دلپذیری می کند .

مهندس همایون خرم از زنده یاد تجویدی به عنوان "استاد هنرمند" یاد کرد زیرا که تجویدی علاوه بر کوشش و سعی فراوان ، از موقعیت خانوادگی و اجتماعی خوب و موهبت‌الهي نیز برخوردار بود و رسیدن به این مرتبه فقط با سعی و کوشش میسر نمی شود .

به گفته مهندس همایون خرم ، تجویدی در سازندگی آهنگ یک شخصیت هنری کاملا والایی بوده است و علتش این است که علاوه بر اینکه تابع ذوق بوده است ،تابع تناسب های صحیح نیز در کار بوده است و این امر میسر نمی شود مگر با مطالعه آثار دیگران و میبینم که ایم مسئله در آثار تجویدی مشهود است و نتیجه آن خلق آثاری چون "صبرم عطا کن" ، "آزاده" ، "رفتم و بار سفر بستم" و ... شده است .

مهدس همایون خرم افزود : وقتی آهنگهای تجودی را بررسی می کنیم ، عشق تجویدی به موسیقی راهبر او بوده است و آموخته هایش او را استوار کرده بود و ذوق و تکنیک همیشه باید باشند چون در صورت فقدان هر کدام از این موارد ، تعادل حفظ نمی شود .

به گفته مهندس همایوم خرم ، معنویات یکی از دلایل اصلی پربار بودن و دلپذیر بودن آثار استاد تجویدی است . آهنگهای تجویدی دلپذیر است چون خودش اهل دل بود . تجویدی اشعار حافظ را بسیار خوب می خواند و خط حافظ را بسیار خوب تشخیص می داد و نشان از آن داشت که این مرد اهل معرفت بوده است ، بخصوص در این اواخر ظاهرا ایشان با یک سری از حقایق پیوندی برقرار کرده بود چون من در چهره ایشان یک رضایتی می دیدم ، رضایتی که انسان دوست خود را میبیند و دوست دارد به پیشش برود . تجویدی شخصیتی بود که به مسائل مادی بی اعتنا بود و موسیقی را برای کسب ثروت نمی خواست و هدفش تنها اعتلای موسیقی ایران بود .

                                فرهاد فخرالدینی - عکس از ایسنا

فرهاد فخرالديني، رهبر ارکستر ملی ایران نیز نيز پيش از اجراي برنامه اركستر ملي، در مورد استاد تجویدی گفت تجویدی متعلق به تمام مردم ایران است و به خانواده خاصی تعلق ندارد چون تجویدی بخشي از فرهنگ ايران است .

                     فرهاد فخرالدینی - عکس از ایسنا

فخر الدینی افزود : ملت ایران سالیان سال آهنگها و آثار استاد تجویدی را شنیده و زمزمه کرده است و لحضات شادی را برای خود رقم زده است و استاد تجویدی حق زیادی بر گردن مردم ایران دارد و ما باید سپاسگزار این مردان بزرگ باشیم که این اوقات شیرین را برای ما فراهم می کنند .

استاد علی تجویدی ، بامداد روز چهارشنبه 24 اسفند سال 1384 در سن 86 سالگی پس از تحمل 50 ماه بیماری طاقت فرسا ، زندگی دنیوی را بدرود گفت و راهی سفر ابدی شد .

استاد علی تجویدی متولد سال 1298 خورشیدی در خیابان ری تهران است . وی مقدمات را نزد پدر و برادرش آموخت . وی در سن 16 سالگی برای یادگیری ویولن نزد حسین یاحقی رفتند به مدت 6 ماه نزد او به فراگیری این ساز مشغول بودند . علی تجویدی از شاگردان استاد صبا و همنواز با بهترین موسیقی دانان ایران نظیر مرتضی خان محجوبی ، حسین تهرانی ، حسن کسایی ، لطف الله مجد و جلیل شهناز و از همکاران صدیق زنده یاد پیرنیا و از پایه گذاران و همکاران دایمی برنامه گلها بودند . وی هفتاد آهنگ زیبا ، دلنشین و موزون برای برنامه گلها ساخته که اکثر آهنگهایش بر روی اشعار رهی معیری و معینی کرمانشاهی ساخته شده است . آهنگهای تجویدی را می توان بعد از شیدا و عارف ، بهترین آهنگهایی دانست که بر اساس موسیقی اصیل ایران استوار است . وی معروف به کشف صداهای ناب بود و پروانه امیر افشاری ( حمیرا ) و معصومه دده بالا (هایده) ، دو بانوی آواز ایران ، از شاگردان استاد علی تجویدی بوده اند .

نام علي تجويــــــــدي در "دايرة المعارف رجال قرن بيستم" که توسط موسسّه (American Biographical Institute) ABI در سال 1998ميلادي منتشر شد،ذکر گرديده است که اين کتاب مرجع و مآخذ بزرگان امروز جهان در عرصه موسیقی است و نشانگر هنر والای استاد بود .

در حاشیه مراسم :

* با وجود اینکه حدود 20 دقیقه مانده به آغاز برنامه ، مسئولان تالار وحدت از ارائه کارت ورودی به مراجعه کنندگان خودداری می کردند و اظهار می داشتند که ظرفیت سالن تکمیل است ، در طبقه اول سالن و طبقات دیگر هنوز تعداد نسبتا زیادی صندلی خالی وجود داشت و این در حالی است که بسیاری از مشتاقان و علاقمندان در پشت دربهای بسته متوقف شده بودند .

* در این مراسم نماهنگ سوز نغمه‌ها با آهنگسازي" مزدا انصاري" و خوانندگي" محمد عبدالحسيني" و بر اساس شعری از "محمد سعيد ميرزايي" که توسط مركز موسيقي و سرود سازمان صدا و سيما تهیه شده بود ، پخش گردید و به خانواده استاد تجویدی تقديم شد و مورد توجه حاضران قرار گرفت .

                                                   کیوان ساکت و مریم واعظ پور - عکس از ایسنا

* پس از پخش این نماهنگ ، مجری این مراسم هنگامی که نوبت به نوازندگی کیوان ساکت و دکلمه اشعار توسط مریم واعظ پور رسید ، از لفظ "استاد" برای نام بردن از کیوان ساکت استفاده کرد که این مسئله با توجه به حضور استادان و پیشکسوتان موسیقی در این مراسم و همچنین سن نه چندان بالای کیوان ساکت ، تعجب برانگیز به نظر می رسید . چه خوب است حرمت کلمه "استاد" در چنین مراسم هایی حفظ شود و بی جهت آنرا برای هر نوازنده یا هنرمندی به کار نبرد .

                              انوشیروان روحانی - عکس از ایسنا

* هنگامی که مجری برنامه ، شعری را با این مطلع که " ز عشق است آنچه آهنگ و ترانه است / دو ر می فا سل لا سی دو بهانه است" خواند و آنرا به بیژن سمندر نسبت داد ، انوشیروان روحانی از جای خود برخاست و به مجری برنامه و حاضران متذکر شد که این شهر متعلق به زنده یاد ملک الشعرای بهار است و آقای بیژن سمندر مالک و سراینده این شعر نیست که با تشویق حاضران مواجه گردید .

* فرهاد فخرالدینی در سخنان خود ، از طرف جامعه هنری ایران و ملت ایران از خانم شوکت تجویدی ، همسر زنده یاد تجویدی به خاطر تلاشها و زحمات ایشان ،‌چه در دوران قبل از بیماری استاد تجویدی و چه در زمان بیماری وی ، تقدیر و تشکر کرد که با تشویق بی امان حاضران مواجه گردید و خانم تجویدی هم متقابلا به ابراز احساسات حاضران پاسخ دادند .

* همسر خانم جلیل شهناز هم در بین حاضران بودند . وی اظهار داشت که استاد جلیل شهناز اکنون مدت ۴ روز است که در بیمارستان بستری هستند ولی حال عمومی ایشان خوب است .

* پایان بخش مراسم ، اجرای 3 قطعه از ساخته های استاد تجویدی ، از جمله "سنگ خارا" ، توسط ارکستر ملی ایران به رهبری فرهاد فخرالدینی بود که بسیار مورد توجه حاضران قرار گرفت . ترانه "سنگ خارا" بر اساس شعری از استاد معینی کرمانشاهی است که قبل از انقلاب خانم مرضیه آنرا خواندند .

منبع : هنر و موسیقی

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم اردیبهشت 1385ساعت 10:43 قبل از ظهر  توسط محمد  | 

خبر

 

کامبیز روشن روان موسیقی متن فیلم سینمایی "سفر به هیدالو" را به همراه موسیقی فیلم

" تولد یک پروانه " منتشر می کند .

کامبیز روشن روان که قرار بود موسیقی متن فیلم سینمایی "سفر به هیدالو " به کارگردانی "مجتبی راعی " را به صورت مستقل انتشار دهد ، همزمان با این اثر موسیقی متن فیلم "تولد یک پروانه " را نیز انتشار می دهد .

کامبیز روشن روان قبلا در گفت و گویی اعلام کرده بود که موسیقی فیلم "سفر به هیدالو" برای اولین بار با ساختاری نو و برخلاف روال معمول ضبط موسیقی های فیلم ضبط شده است .

تاکنون روال عادی این چنین بوده است که ابتداگروه زهی و ارکسترمربوط، موسیقی را اجرا و سپس سولیست ها براساس اجرای گروه،به تکنوازی می پرداختند و قطعه ها هم معمولا با متر و اندازه مشخص به نوازندگان ارائه می شد وآنها هم براساس همان میزان ها و متر زمانی کار را انجام می دادند .

 

منبع : مهر


+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم اردیبهشت 1385ساعت 9:49 قبل از ظهر  توسط محمد  | 

خبر

 

کامبیز روشن روان موسیقی متن فیلم سینمایی "سفر به هیدالو" را به همراه موسیقی فیلم

" تولد یک پروانه " منتشر می کند .

کامبیز روشن روان که قرار بود موسیقی متن فیلم سینمایی "سفر به هیدالو " به کارگردانی "مجتبی راعی " را به صورت مستقل انتشار دهد ، همزمان با این اثر موسیقی متن فیلم "تولد یک پروانه " را نیز انتشار می دهد .

کامبیز روشن روان قبلا در گفت و گویی اعلام کرده بود که موسیقی فیلم "سفر به هیدالو" برای اولین بار با ساختاری نو و برخلاف روال معمول ضبط موسیقی های فیلم ضبط شده است .

تاکنون روال عادی این چنین بوده است که ابتداگروه زهی و ارکسترمربوط، موسیقی را اجرا و سپس سولیست ها براساس اجرای گروه،به تکنوازی می پرداختند و قطعه ها هم معمولا با متر و اندازه مشخص به نوازندگان ارائه می شد وآنها هم براساس همان میزان ها و متر زمانی کار را انجام می دادند .

 

منبع : مهر


 

مرحله ساخت موسيقي آخرين ساخته" رسول ملا قلي پور همزمان با فيلمبرداري آن انجام مي گيرد.

آريا عظيمي نژاد"آهنگساز فيلم "م مثل مادر" كه مدتي است فيلمبرداري آن آغاز شده است  با اعلام اين خبرگفت: با توجه به محتواي اين فيلم ، ساخت موسيقي هم زمان با مرحله فيلمبرداري خواهد بود و در حال حاضر كار با هماهنگي كارگران و هنر پيشه هاي فيلم پيش مي رود.

عظيمي نژاد با متفاوت خواندن ساخت موسيقي م مثل مادر ، افزود: ساخت موسيقي هم زمان به ندرت در سينماي ايران اتفاق افتاده و همين مسئله كار را متفاوت كرد اما ساخت قسمت‌‏هاي ديگر موسيقي اين فيلم پس از مراحل فني خواهد بود كه با برنامه ريزي هاي انجام شده تا اواخر تابستان به پايان خواهد رسيد.
لازم به ذكر است فيلمبرداري" م مثل مادر" به كارگرداني رسول ملاقلي پور هفته گذشته آغاز شد و بازيگراني چون" گلشيفته فراهاني"، "حسين ياري" و " مرضيه برومند " در اين فيلم به ايفاي نقش مي پردازند.
آريا عظيمي نژاد سال گذشته موفق به دريافت جايزه دوم معتبرترين جشنواره موسيقي جهان با عنوان" لن گاخ لن" شده بود.

منبع : ايلنا

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم اردیبهشت 1385ساعت 9:49 قبل از ظهر  توسط محمد  | 

خبر

                                    مرضیه
 

"مرضيه" خواننده پر سابقه و سرشناس موسيقی ايران، سه سال بعد از آخرين کنسرتی که در "ومبلی" لندن اجرا کرد و مدت ها خبر چندانی از او نبود، دوشنبه هفدهم آوريل بر صحنه تالار معروف "المپيا "ی پاريس ظاهر شد و برگزيده ای از آهنگ های خاطره انگيز قديمی اش را خواند.

در برگزاری اين کنسرت که با تبليغات وسيعی همراه بود و پوسترهای بزرگ مرضيه را می شد در بيشتر ايستگاه های متروی پاريس ديد، يک ارکستر بزرگ با بيش از پنجاه نوازنده طراز اول اپرای پاريس او را همراهی می کردند.

رهبری ارکستر را "محمد شمس" موسيقيدان و آهنگساز ايرانی بر عهده داشت و هم او بود که آهنگ های ترانه های مشهوری مثل "سنگ خارا"، "برگ خزان"، "دل رسوا" و يا "امشب شب مهتابه" را برای اجرای ارکستر سمفونيک تنظيم کرده بود و چه موفقيت آميز از عهده بر آمده بود.

                                           دیدی که رسوا شد دلم ( رسوا )

"مرضيه" که در فروردين ماه امسال هشتاد و دو سالگی را پشت سر گذاشت و بيش از شصت سال است که می خواند، شفافيت صدا و قدرت خوانندگی خود را به خوبی حفظ کرده است.

او چند سالی پيش برای من تعريف کرد که پس از انقلاب اسلامی که آواز خوانی زنان ممنوع شد و او حتی جرات نمی کرد در خانه خودش آواز بخواند، به کنار رودخانه ای که نزديک محل اقامتش در حومه تهران بود می رفت و در جايی که صدای ريزش آب، صداهای ديگر را می پوشاند، صدايش را در اوج سر می داد و به زنديگی اش به عنوان يک خواننده معنا می بخشيد .

مرضيه که از نوزده - بيست سالگی در اپرت ها و تابلو موزيکال های "جامعه باربد"، ساخته های استادش "اسماعيل مهرتاش" را هم می خواند و هم بازی می کرد و از تجربه و اعتماد به نفس بسياری بر خوردار است، نزديک به دو ساعت در لباس بلند آبی فيروزه ای اش، ايستاد و صدای رسا و گيرايش را به ميان جمعيت انبوهی که تالار بزرگ " المپيا" را پر کرده بودند، پراکند.

بر خلاف ده - دوازده سال گذشته که به دليل همکاری های مرضيه با "سازمان مجاهدين خلق" و "شورای ملی مقاومت" کنسرت های او هميشه رنگ و بويی سياسی داشت و گاه با تشنجات و نا آرامی هايی همراه بود، برنامه او در "المپيا" در محيطی صميمانه و بدون تظاهرات سياسی برگزار شد و "مرضيه" هيچ يک از ترانه های سياسی يا انقلابی سال های اخيرش را نخواند و شنوندگانش را در همان حال و هوای خوش آثار هنرمندانی مثل خالقی، بديعی، ياحقی، و تجويدی و اشعار رهی معيری، نواب صفا، معينی کرمانشاهی و بيژن ترقی مسحور کرد.

از جذاب ترين قطعات اين کنسرت، اجرای دو صدايی ترانه "بوی جوی موليان" بود که مرضيه آن را همراه با نوه اش "جانان خرم" خواند.

اين ترانه که آهنگ آن را روح الله خالقی روی شعر معروف رودکی ساخته است، نخستين بار حدود چهل سال پيش با صدای بنان و مرضيه از راديو ايران پخش شد و محبوبيت بسيار يافت. و اجرای تازه آن با صدای " مادربزرگ" و "نوه" که برای نخستين بار پا به صحنه می گذاشت خاطره به ياد ماندنی "کنسرت المپيا" شد.

"جانان" که 28 ساله است در کنسرواتوار ملی پاريس به تحصيل اشتغال دارد و می توان او را از اميدهای آينده موسيقی ايران دانست.

منبع : بی بی سی

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم اردیبهشت 1385ساعت 9:43 قبل از ظهر  توسط محمد  | 

خبر

 

گروه موسيقي دستان 28 تا 31 تيرماه در كاخ نياوران به اجراي برنامه مي‌‌پردازد.

در اين برنامه گروه دستان متشكل از«حسين بهروزي نيا»: بربط،«پژمان حدادي»:تمبك و پنداريك،«بهنام ساماني»:دف، دايره و دمام،«سعيد فرج پوري»:كمانچه و«حميد متبسم»:تار و سه تار در دو بخش به اجرا مي‌پردازند كه احتمالا «سالار عقيلي»به عنوان خواننده، اين گروه را همراهي مي‌كند. بنا به اين گزارش گروه دستان چند سال گذشته به كوشش «حميد متبسم» پايه گذاري شده و در اين مدت توانسته نقش مهمي را در شناساندن موسيقي ايران در اروپا و آمريكا ايفا كند.اين گروه با تعدادي از نوازندگان برجسته ايراني همچون «كيهان كلهر»،«بيژن كامكار»، «اردشير كامكار» و«محمد علي كياني‌نژاد» همكاري داشته و تاكنون با خوانندگاني چون «شهرام ناظري» كنسرت‌هاي متعددي را در جشنواره ها و مراكز فرهنگي هنري اروپا و آمريكا اجرا كرده است. همچنين آلبوم‌هاي به ضبط رسيده گروه دستان در سال‌هاي گذشته برنده يكي از جوايز راديو فرانسه در زمينه «موسيقي جهان» شده است. لازم به ذكر است:گروه موسيقي دستان كه دو سال پيش در كاخ نياوران به روي صحنه رفت،امسال به مدت4 شب در همين مكان به اجراي برنامه مي‌پردازند.

منبع : فارس

 

گروه موسيقي آذربايجاني آراز به سرپرستي و خوانندگي«رحيم شهرياري»4 تا 6 ارديبهشت ماه در تالار وحدت به اجراي برنامه مي‌پردازد.

اين اجرا «رشيد وطن‌دوست» و «رحيم شهرياري» قطعاتي از آخرين آلبوم خود به نام «گئتمه‌قال» و«عصرين‌گوزلي»را اجرا خواهند كرد.كه قطعاتي چون عصرين گوزلي،ياشا آذربايجان، پاييز آخشامي، وفاسيز، گئتمه قال و دوئت امان ننه و سنده قالماز توسط«رشيد وطن دوست »اجرا مي شود. لازم به ذكر است:گروه آراز درايام نوروز تور موسيقي را در اروپا برنامه داشتند.

منبع : فارس

+ نوشته شده در  شنبه دوم اردیبهشت 1385ساعت 12:9 بعد از ظهر  توسط محمد  |